جوان، هيجان و خويشتندارى - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٩ - هيجانات جوان
وقتى به هيجانات و عصبانيتها و برانگيختگىهاى خود در مواجهه با رويدادها و حوادث در طول روز بينديشيم و عاقلانه درباره آنها به تفكّر بنشينيم، مىبينيم كه به شرط برخورد صحيح و درست با آنها، مىتوانيم از تجربهها و حوادث آنها به خوبى بهرهبردارى كنيم. رويدادهاى ناخوشايند (مثل طرد شدن از طرف ديگران، شكست خوردن، موفّق نشدن در كارها و رو به رو شدن با دشوارىها) كه معمولًا موجب تأسّف و ناراحتى ما مىشوند، اگر درباره آنها عاقلانه بينديشيم و آنها را درست علّتيابى كنيم، نه تنها سبب عصبانيّت ما نمىشوند، بلكه موجب رشد و بالندگى در برخورد با مسائل و يافتن مهارت در حل مشكلات نيز خواهند شد. در نتيجه، با روحيهاى شاد و حالتى نشاطانگيز و با شوق تمام، به فعّاليت روزانه خود مىپردازيم و به صورتى روزافزون، در كارها روندى موفّقيتآميز و پويا و حالتى شوقآميز خواهيم داشت:
اساس تعقّل، انديشيدن است و نتيجهاش آرامش روانى است.[١] تعقّل و تفكّر در مسائل جارى زندگى، به جوان كمك مىكند تا خود را از شرّ هيجانات و احساسات آنى و عصبانيّتهاى لحظهاى و زودگذر برهانَد و از وحشت و خشم آزار دهنده و پريشانىهاى نگران كننده و دائمى، خلاص كند؛ زيرا با تفكّر، نقاط مبهم و پنهان امور و حوادث، روشن و قابل تحليل مىشوند:
در نتيجه تفكّر، پنهانىهاى كارها آشكار مىشوند.[٢] از آنجا كه ديدگاه و طرز بينش و تلقّى هر انسانى نسبت به مسائل
[١]. ميزان الحكمة، ج ٣، ص ٢٤٦٢، ذيل« تفكّر»
[٢]. همانجا