جوان، هيجان و خويشتندارى - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٨٨ - محبت عاقلانه
كند و تنها در اين صورت، شخص مىتواند شرايط را براى يك محبّت پايدار و سالم، مهيّا كند.
حامد، پس از شنيدن حرفهاى معلّمش، اگر چه هنوز هيچ اقدام عملىاى نكرده بود، امّا احساس سبُكىِ غريبى داشت. وى به اندازه اطلاعاتى كه تاكنون از مطالعه و مشاوره به دست آورده بود، احساس آرامش مىكرد و مىدانست كه تبديل اين اطلاعات به رفتار و عمل، زحمت زيادى دارد.
امّا حامد، سؤال ديگرى هم داشت و آن اين بود كه: چرا علاقه او يك طرفه بود؟ و اين مطلب، بيشتر باعث اذيت او مىشد. لذا اين سؤال، را نيز مطرح كرد تا نظر معلّمش را بشنود.
معلّم كه ديگر كاملًا حامد را درك مىكرد، گفت: يكى از روانشناسان به نام استمبرگ،[١] بعد از مدتها تحقيق و پژوهش، نظريه «مثلث عشق»[٢] را مطرح كرد. البته تحقيقات وى بيشتر در بستر فرهنگى غربْ شكل گرفته است. لذا بسيارى از مؤلّفهها (يا عناصر تأثيرگذار)، ممكن است در چند و چونِ تحقيق او اثر گذاشته باشند كه در فرهنگ ما يا خنثا (بىتأثير) هستند و يا به شيوهاى ديگر عمل مىكنند (كه خود او هم در بعضى قسمتها به اين مطلبْ اشاره دارد)؛ اما علىرغم اين تفاوتها، گاهى به نظر مىرسد بعضى عوامل، مؤلّفههايى عام و جهانى و فرافرهنگى هستند. از جمله اين عوامل در حيطه عشق، عامل «تعهّد»[٣] و «تعلّق»[٤] است.
[١] ١.Stemberg
[٢]. سه رأس اين مثلّث، عبارتاند از: تعهّد، تعلّق و جذّابيت
[٣] ٢.commitment
[٤] ٣.Intimacy