جوان، هيجان و خويشتندارى - گروهى از نويسندگان - الصفحة ٢٢٨ - شبيه نشدن مرد و زن به يكديگر
زندگى جنسى آنان علىرغم تعدّد زوجات، به طرز شايان توجّه، منزّه از خطايا بود. زنان آنان دوشيزگانى محجوب، همسرانى ساعى، مادرانى پُرزا، و امين بودند و از آنجا كه زود وصلت مىكردند، فحشا به حدّاقل، تخفيف پيدا مىكرد.[١] در كتاب مقدّس يهوديان، موارد متعدّدى يافت مىشود كه به طور صريح و يا ضمنى، حجاب و پوشش زن و مسائل مربوط به آن، مورد تأييد قرار گرفته است. در برخى از آنها لفظ «چادر» و «برقع» به كار رفته است كه نشانگر كيفيت پوشش زنان آن عصر است.[٢] اينك به پارهاى از آن موارد اشاره مىگردد.
پوشش كامل در مقابل نامحرم
در «سِفْر پيدايش» تورات، چنين مىخوانيم:
و رفقه، چشمان خود را بلند كرد و اسحاق را ديد و از شتر خود فرود آمد؛ زيرا كه از خادم پرسيد: «اين مرد كيست كه در صحرا به استقبال ما مىآيد؟» و خادم گفت: «آقاى من است». پس بُرقعِ خود را گرفته، خود را پوشانيد.[٣]
شبيه نشدن مرد و زن به يكديگر
در تورات آمده است:
متاع مرد، بر زن روا نباشد و مرد، لباس زن نپوشد؛ زيرا هر كه اين
[١]. همان، ص ٦٣
[٢]. در اين باره، ر. ك: دائرة المعارف كتاب مقدّس، بهرام محمديان و ديگران، ذيل« چادر» و« حجاب» و« بُرقَع»
[٣]. سفر پيدايش، باب ٢٤، فقره ٦٤ و ٦٥. به گفته مرجع مذهبى يهوديان ايران« خاخام اوريل داوودى»، منشأ و وجوب حجاب در شريعت يهود، مستند به همين فقره است