سهم زنان در نشر حديث - مهريزی، مهدی - الصفحة ٣٤
اين مقاله ، به تحليل زنان محدّث در قرن چهاردهم و پانزدهم ميلادى (هشتم و نهم هجرى) ، بر پايه دو كتاب الدرر الكامنة فى اعيان المأة الثامنة ، نوشته ابن حجر عسقلانى ، و الضوء اللامع لاهل القرن التاسع ، نوشته سخاوى ، مى پردازد . نويسنده مقاله ، در صدد استخراج اسامى رُوات و يا بازگويى شرح حال آنان نيست ؛ بلكه به تحليل محتواى داده هاى اين دو كتاب درباره زنان محدّث ، توجّه دارد . وى ، مى نويسد : «نخستين چيزى كه در تراجم و شرح حال زنان در اين دو اثر به چشم مى خورد ، مدح و ستايش زنان به عنوان ذات فهم و عقل ، عاقلة ، مستوية العقل ، كانت تدرى الفقه جهدا و . . . است» (ص ١٣١) . از ثبت اين اوصاف و ويژگى ها ، به دست مى آيد كه اين زنان به دقّت ، علوم دينى را مى دانستند و در آن غور و وارسى مى كردند . از ديگر ويژگى هايى كه در سخنان سخاوى و ابن حجر به چشم مى خورد ، تعبيرهايى چون «رئيسة» ، «مدبرة» ، «وجيهة» ، «ذات رياسة» ، «ذات وجاهة» و... است كه بر شخصيت بلند و جلالت و وقار اين زنان ، دلالت دارد . منظور سخاوى و ابن حجر از وجاهت و تدبير ، اداره رباط ها و مكان ها براى بيوه زنان ، يتيمان و . . . است . ٨ . طبقات النساء المحدّثات من الطبقة الاولى الى الطبقة السادسة ، عبد العزيز سيد الاهل ، القاهرة : مطابع الاهرام ، ١٩٨١ م . اين كتاب را نگارنده نديده و در منابع ، از آن ياد شده است .