سهم زنان در نشر حديث - مهريزی، مهدی - الصفحة ١١٠
بلبيسى ، ابن يس جزولى ، مجد لغوى ، نافع فيشى و جمعى از مشايخ ، به وى اجازه روايت داده اند . [١] ١٨٦ . هديه ، دختر محمّد بن ابى الخير محمّد بن فهد هاشمى . جماعتى به وى اجازه روايت داده اند . [٢] ١٨٧ . هديه ، دختر عفيف عبد اللّه بن احمد بن حسن (م بين ٨٦٠ تا ٨٧٠ ق) . ابراهيم بن احمد بن عبد الهادى ، فاطمه دختر ابن منجا ، عمر بالسى و جمعى ديگر ، در سال هاى ٧٩٥ ق و پس از آن ، به وى اجازه روايت داده اند و او نيز سخاوى را مجاز در نقل روايت دانسته است . [٣] ١٨٨ . هنده (هند) ، دختر ناصر الدين محمّد بن شيخ ابى الحسن . او ، در سال ٨٥٧ ق ، از احمد بن عبد الرحمن مرداوى ، ابن قيم ضيائيه ، الاعزازى ، بيانى ، عمر بن عثمان بن سالم بن خلف ، ابراهيم بن قواس ، محمّد بن موسى شيرجى ، محمود منيحى ، صفدى ، ابن كثير ، قلانسى ، عز بن جماعه ، موفق حنبلى و مظفر عطار ، اجازه روايت دريافت داشت و به دختر ابن حجر ، اجازه روايت داد . [٤] ١٨٩ . يهب اللّه ، مادر محمّدحبشى مكى (م ٨٨١ ق) . او ، از گروهى ازمشايخ مناطق مختلف ، اجازه روايت دريافت نمود و به سخاوى ، اجازه روايت عطا كرد . [٥] ١٩٠ . امّ حسان ، دختر عبد الحى القيوم بن ابى بكر بن عبد اللّه . گروهى به وى در سال ٨٣٦ ق ، اجازه روايت داده اند . [٦] ١٩١ . امّ حسن ، دختر احمد بن ابى بكر بن عبد اللّه (م ٨٢٢ ق) . گروهى در سال ٨٣٦ ق ، به وى اجازه روايت داده اند . [٧]
[١] همان جا .[٢] همان ، ص ١٣٢ .[٣] همان جا .[٤] همان ، ص ١٣٣ .[٥] همان جا .[٦] همان ، ص ١٣٥ .[٧] همان جا .