سهم زنان در نشر حديث - مهريزی، مهدی - الصفحة ١٣
مردانه ، نيكى ها و بدى ها ، محبت ها و پلشتى هاى مردانه بر آن حاكم بوده اند . زن ، اجازه نقش آفرينى نيافته است ، به همين دليل از عوامل مؤنث در اين تاريخ چندان خبرى نيست . مرد ، از نظر بزرگ ترين مورخ ايران ، يعنى ابوالفضل بيهقى ، بزرگ ترين عنصر سازنده تاريخ است ، و به همين دليل هر كجاى تاريخ مسعودى را كه ورق بزنيد ، اعمال مردانى را مى بينيد كه در حال ساختن يا نابود كردن چيزهايى هستند ؛ و اين چيزها همه عناصر تاريخى هستند . در هر لحظه اين بزرگ ترين تاريخ ايران ، مردى مى ميرد ، مردى پيمان مى بندد ، مردى پيمان مى شكند ، مردى در قلعه اى زندانى مى گردد ، مردى به دار آويخته مى شود ، قومى غالب مى شوند از مردان ، و قومى منهزم مى شوند از مردان . تاريخ بيهقى ، تاريخ مردان است و اگر از زن ياد مى شود ، يا مادر حسنك است و يا مادرانى چون مادر حسنك هستند كه هيچ گونه تحرّك واقعى ندارند و يا اگر تحرّك ناچيزى داشته باشند ، در حدود حلوا و شيرينى پختن براى مردان و يا اميران جوان ، محمّد و مسعود ، تحرّك دارند . زن در تاريخ بيهقى خنثى است ؛ نه از نظر فرهنگى چيزى به وجود مى آورد و نه از نظر تاريخى نقشى دارد . [١] چهار . پژوهش و بررسى تاريخى درباره نقش زنان در علوم اسلامى ، مى تواند اين فوايد و نتايج را به دنبال داشته باشد : ١ . استعداد و توانايى زنان را به نمايش مى گذارد و بر تلقّى ناتوانى و بى استعدادى زنان در اين عرصه ها خط بطلان مى كشد . ٢ . ميزان حضور اجتماعى زنان را نشان مى دهد . ٣ . نگاه فرهنگ هاى مختلف مسلمانان را در دوره هاى مختلف تاريخى ، نسبت به زن ، نشان مى دهد ؛ چرا كه حضور علمى زنان در ادوار مختلف تاريخى و فرهنگ هاى مختلف ، يكسان نبوده است . ٤ . الگويى از تاريخ و ميراث گذشته ، براى نسل امروز ، ارائه مى كند كه مى تواند به پاره اى بى هويّتى هاى فرهنگى و از خودبيگانگى ها پاسخ مناسب دهد . پنج . تأليفات مستقل در زمينه تأثير و نقش زنان در علوم اسلامى بسيار اندك است .
[١] زن در آينه جلال و جمال ، ص ٢٩٧ و ٢٩٨ .[٢] تاريخ مذكر ، ص ٢٧ .[٣] الجهود العلمية للمرأة خلال القرنين الخامس والسادس الهجريين ، ص ١ و ٢ .