سهم زنان در نشر حديث - مهريزی، مهدی - الصفحة ٢٠٢
امام سمعانى (م ٥٦٢ق) ، در مشيخه كتاب التحبير فى المعجم الكبير ، بابى دارد با عنوان «النسوة اللواتى كتبت عنهنّ» (زنانى كه از آنان حديث نوشتم) و در آن از ٦٩ زن نام مى برد و آنان را با القاب و واژه هاى زيبايى مى ستايد . اين زنان از شهرهاى گوناگون بودند : هرات ، همدان ، سرخس و . . . (ص ٢٣ ـ ٣٤) . ابن عساكر (م ٥٧١ق) ، از هشتاد و چند زن نقل حديث كرده و رساله اى در سيره زنان نگاشته است (ص ٣٤) . ابوطاهر سلفى (م ٥٧٦ق) ، از ده ها زن نقل روايت دارد (ص ٣٤ ـ ٣٨) . ابن جوزى (م ٥٩٧ق) ، از سه زن نقل روايت دارد (ص ٣٨) ، حافظ منذرى (م ٦٥٦ق) ، از زنانى متعدد اجازه نقل حديث دارد (ص ٣٨ ـ ٤٤) . ذهبى (م ٧٤٨ق) ، از زنان بسيار حديث آورده و گاه براى گرفتن حديث از زنى ، عزم سفر كرده و حسرت مى خورد كه قبل از ملاقات ، از دنيا رفت : كنت اتلهف على لقيها (امّ محمّد سيدة بنت موسى بن عثمان المارانية) و رحلت الى مصر و علمى انها باقية ، فدخلت فوجدتها قد ماتت من عشرة ايام (ص ٤٥) ؛ بسيار مشتاق بودم او را زيارت كنم . بدين جهت به مصر رفتم و گمان مى كردم او زنده است . اما هنگامى كه وارد مصر شدم ، دريافتم كه ده روز از درگذشت او سپرى شده است . ابن قيم (م ٧٥١ق) نيز از زنان نقل روايت دارد . ابن حجر عسقلانى (م ٨٥٢ ق) ، از بيش از پنجاه زن روايت آورده است . در فصل دوم ، از زنان راوى حديث در عصر رسول خدا صلى الله عليه و آله و صحابه ياد مى كند . عايشه ، داراى ٢٢١٠ حديث است كه از اين تعداد ، ٢٩٧ روايت در صحيحين آمده است (ص ٥٠٠) . زنان ديگرى نيز به نقل حديث همت گماشته اند : امّ سلمه ، ٣٧٨ روايت دارد و ديگران نيز به همين اندازه يا كمتر (ص ٥١ ـ ٥٩) . گفتار عُمر را در تحوّلى كه اسلام نسبت به زن جاهلى پديد آورد ، گواه روشنى مى داند : كنّا فى الجاهلية لانعتد بالنساء و لاندخلهنّ فى شئ من امورنا ، بل كنّا و نحن بمكّة