سهم زنان در نشر حديث - مهريزی، مهدی - الصفحة ٣٩
شهيد ثانى ، مى نويسد : اجازه نامه سيد تاج الدين را به شهيد اول ، شمس الدين محمّد بن مكى و فرزندانش محمّد ، على و فاطمه ، خودم رؤيت كردم . [١] وى ، در كتاب درايه ، نوشته است : استاد ما ، شهيد اول ، از استادش سيد تاج الدين بن معيه ، براى تمامى فرزندانش اجازه روايت گرفت و او هم با خط خود اين اجازه را نگاشت . [٢] و نيز مى نويسد : استاد ما ، شهيد اول ، براى تمامى فرزندانش كه در شام به دنيا آمدند ، از استادان خودش اجازه روايت گرفت و اين اجازه نامه ها ، نزد من موجود است . [٣]
قرن دهم
ام الحسن ، دختر شَدْقَمْ
صاحب رياض العلماء ، درباره اش مى نويسد : وى ، زنى دانشمند و فاضل و كامل بود كه شيخ عزّ الدين حسينى ، فرزند عبد الصمد ، فرزند شيخ شمس الدين محمّد جبل عاملى (م ٩٨٤ ق) ، به وى اجازه نقل حديث داد . همچنين پدرش حسن بن على بن الحسين ، معروف به ابن شَدْقم ، براى وى و برادرانش سيد محمّد و سيد على و سيد حسين ، اجازه نامه حديث نوشت . وى ، اين اجازه نامه را كه مختصر بود ، در سال ٩٨٣ ، پس از عيد غدير و هنگامى كه ابن شَدقَم به مكه مشرف شده بود ، نگاشت . [٤]
[١] همان ، ص ١٨٠ .[٢] الرعاية (سلسلة مؤلفات الشهيد الثانى / ١٣) ، ص ١٣٩ .[٣] همان ، ص ١٤١ .[٤] رياض العلماء ، ج ١ ، ص ٢٥٣ .