سهم زنان در نشر حديث - مهريزی، مهدی - الصفحة ١٠
در همان دوران ، زنى در پاسخ بدان انديشه ، چنين نظر داد : آخر ، برادران غيور! اى صاحبان ناموس! اى طالبان علم و ترقّى و تربيت و تمدّن! قدرى تأمل و تفكّر فرماييد . . . . آيا مى دانيد كه تا طايفه نسوان ، تربيت نشوند ، ترقّى و تمدّن مملكت غير ممكن است؟ . . . آخر ، عدم قابليت ما را در چه موقع امتحان فرموديد؟ كدام مدرسه را براى ما مظلومان تأسيس فرموديد؟ كدام معلم و معلمه تعيين نموديد؟ . . . كه عدم قابليت و بى استعدادى ما بر شما معلوم شد؟ چه باعث شده كه تمام راحتى ها و نعمت ها و سياحت ها و علوم و صنايع را از براى خود پسنديده ايد و ما را از جميع اين نعمات ، محروم نموده ايد و مى گوييد : طايفه نسوان در مملكت ما هنوز قابل هيچ گونه تربيت و علوم و صنايع نشده اند . . . وا اسفا! وا عجبا! وا حيرتا! . . . اى برادران عزيز! بياييد همتى نماييد تا بنيان ظلم نسبت به ما طايفه اناثيه را براندازيد و ما از عادات رذيله و رفتار تقليدى مضحكه ، نفوس خود را منزّه كنيم . . . . [١] برخى از شخصيت هاى دينى و مذهبى در دوره مشروطيت ، افتتاح مدارس نسوان و دبستان دوشيزگان را در رديف اباحه مسكرات و اشاعه فاحشه خانه ها مى دانستند و آن ، مايه وحشت و حيرت رؤساى روحانى ، ائمه جماعت و قاطبه مقدسان و متدينان شده بود . [٢] سيد محمّد طباطبايى ، از سران روحانى مشروطه ، تشكيل انجمن نسوان را خلاف شرع مى داند ؛ با اين كه او از برخى ديگر از شخصيت هاى روحانى ، پيشگام تر است و آموختن و تعليم و تعلّم زنان را مطلوب مى داند . به اين استفتا و پاسخ ايشان توجّه كنيد .
صورت استفتا
به عرض عالى مى رساند : لابد خاطر عالى از همه جا مستحضر است به خدمات و جان نثارى هاى فدوى در ملازمت بندگان حضرت عالى و مشروطيت و تحمّل زحمات در راه ملّت و بر اين كه پيوسته در حفظ اين اساس مقدس كوشش داشته و دارم . تا اين اوان كه مسلما به عرض حضور مبارك
[١] همان ، ص ٤٩ .[٢] لوايح آقا شيخ فضل اللّه نورى ، هما رضوانى ، ص ٢٨ .