فرهنگ نامه مسجد - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٧
فصل دوازدهم : مسجدهاى نكوهش شده
قرآن
«آنانى كه مسجدى ساختند براى زيان [ مسلمانان ] و [ تقويت ] كفر و تفرقه افكنى ميان مؤمنان و تا براى كسانى كه مى خواهند با خدا و پيامبرش بجنگند ، كمينگاهى باشد، آن گاه سوگند مى خورند كه قصدى جز نيكوكارى نداشته ايم ، خدا شهادت مى دهد كه آنان ، دروغ مى گويند» .
حديث
٣٩٤.تفسير القمّى : دليل نازل شدن اين سخن خداى متعال : «آنانى كه مسجدى ساختند براى زيان [ مسلمانان ] و [ تقويت ] كفر » ، اين بود كه گروهى از منافقان نزد پيامبر خدا آمدند و گفتند : اى پيامبر خدا! رخصت مى دهى تا در ميان [قبيله] بنى سالم ، مسجدى براى بيماران و شب هاى بارانى و كهن سالان بنا كنيم ؟ پيامبر خدا ـ در حالى كه عازم تبوك بود ـ ، اجازه فرمود . گفتند : اى پيامبر خدا! اى كاش مى آمدى و در آن ، نماز مى خواندى . فرمود : «من ، عازم سفرم . هر گاه به خواست خدا بازگشتم ، مى آيم و در آن ، نماز مى گزارم» . هنگامى كه پيامبر خدا از تبوك باز گشت ، اين آيه در باره آن مسجد و شخص ابو عامر راهب ، نازل شد ، در حالى كه براى پيامبر خدا سوگند ياد كرده بودند كه مسجد را به قصد درستكارى و نيكويى مى سازند . پس خداوند اين آيه را نازل فرمود : «آنانى كه مسجدى ساختند براى زيان [ مسلمانان ] و [ تقويت ] كفر و تفرقه افكنى ميان مؤمنان » ـ . . . . پس پيامبر خدا ، مالك بن دَجشَم (/ دَحشم) خزاعى و عامر بن عدى ، برادر بنى عمرو بن عوف را گسيل داشت تا آن را ويران كرده ، بسوزانند . مالك به عامر گفت : منتظرم باش تا از خانه ام آتشى بياورم . آن گاه ، وارد خانه شد و آتشى آورد و شاخه هاى خرما را آتش زد و با آن ، مسجد را به آتش كشاند و سپس از آن جا پراكنده شدند و زيد بن حارثه ، آن جا نشست تا ساختمان بسوزد . سپس فرمان داد تا ديوارش را فرو ريزند .