ايمان و آثار سازنده آن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٢ - ٦ انضباط و نظم پذيرى
بايد احكام و قوانين و حقوق فردى و اجتماعى را از يك نقطه الهام بگيرند، و از يك سرچشمه سيراب شوند، و از يك فكر كه از همه فكرها برتر و بالاتر است، پيروى نمايند.[١]
انديشه «عرفى شدن دين» يك جريان خطرناك است كه هدفى جز حذف دين و جايگزين كردن عقل گروهى ندارد، و در حقيقت مى خواهد آن اصل اساسى كه شرائع آسمانى بر آن اصل استوارند، و آن تسليم در برابر اراده و تشريع خداست را زير پا بگذارد، و دورى از اين را در قالب «عرفى شدن دين» رسميت دهد.
تو گويى شريعت اسلام، براى برهه اى از زمان، آمده است كه مردم عقل و خردى براى زندگى نداشتند ولى اكنون كه به حد تكامل رسيده اند، ديگر نيازى به شريعت الهى نيست، ولى گويندگان اين سخن، غافل از آنند كه هنوز بشر در ابتدايى ترين مسائل زندگى به توافق نرسيده و آن مسأله اصول اقتصادى است كه هر مكتبى براى خود اصولى را پيشنهاد مى كند.
هنوز در مركز عقل جمعى، ژاپن و هند بت هاى چوبين و فلزى و گاوان سفيد را مى پرستند، آيا با اين وضع مى توان گفت كه بشر از دين و تشريع الهى بى نياز شده است؟
مروّجان اين نظريه تصور مى كنند كه بشر در مسائل مادى به اوج
[١] نظام اخلاقى اسلام، ص ٣١.