ايمان و آثار سازنده آن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٢ - مردگان زنده نما
نمايد، و مضمون نخستين شعر او اين است: «ستمديده اى كه از خانه و زندگى خود باز مانده است درباره ستمى كه در موقع فروش كالاى خود متوجه او شده است از شما استمداد مى كند».
وقتى اشعار استغاثه آميز او به پايان رسيد پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) كه در آن روز بيش از بيست بهار از عمر او نمى گذشت، از جاى برخاست و گروهى از جوانمردان مكه با او همراه شدند و در خانه يكى از مكّيان پيمانى بستند كه از پاى ننشينند و تا آنجا كه امكان و قدرت دارند از حقوق مظلومان دفاع نمايند.
ساليان درازى از وقت آن پيمان گذشته بود و حضرتش هنوز به آن، از ديده احترام مى نگريست و در دوران رسالت خود مى گفت: من آن پيمان را به عنوان يك مسئوليت وجدانى و انسانى و به منظور انجام وظيفه اى كه بر دوش همگان است بستم و اگر همين حالا نيز به آن دعوت شوم اجابت مى كنم و به پيمان خود وفا دارم.[١]
مردگان زنده نما
يكى از نشانه هاى بارز حيات در يك فرد اين است كه هر موقع هستى و زندگى او مورد هجوم دشمن قرار گرفت نيروهاى خود را براى دفاع از حريم حيات خود بسيج كند، مثلاً هر روز بدن انسان مورد
[١] سيره ابن هشام، ج٧١ ص ١٣٣.