ايمان و آثار سازنده آن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٥ - سرچشمه اتحاد
باشد، زندگى نمايند؟
درست است كه عوامل مزبور به اتحاد و اتفاق و همبستگى جامعه كمك مى كند، ولى تا يك وحدت فكرى و روحى و يگانگى در هدف و عقيده در كار نباشد اتحاد و پيوستگى افراد تحت اين عوامل و عناصر غير ارادى، پايدار نخواهد بود.
و اگر روزى براى يك هدف مشترك دست اتحاد به سوى هم دراز كنند، و دست همديگر را به عنوان برادرى بفشرند، پس از نيل به هدف چيزى نخواهد پاييد كه اختلاف فكرى و روحى، اختلاف خواسته ها و اراده ها، تصادم و تضاد عجيبى، در ميان آنها بوجود خواهد آورد و آنها را از هم جدا خواهد ساخت.
جامعه اى كه محور فكرى و عقيده اى واحد نداشته باشد و افراد آن به صورت دسته هاى گوناگون بر محور يك سلسله عناصر غير ارادى گرد آيند، ضامن وحدت اجتماعى ندارد زيرا مسير زندگى انسان را فكر و عقيده تعيين مى نمايد نه عوامل غير ارادى.
و اگر روزى در ميان يك ملت هم نژاد و همخون و هم زبان، پيوند معنوى و اتحاد در عقيده به وجود آيد با از ميان رفتن، اين عوامل، ضربه اى بر اتحاد و مليت آنها وارد نمى آيد.
اينجاست كه پيشوايان بزرگ بشر كه از مكتب وحى الهام مى گيرند اساس مليت را «وحدت فكر و عقيده» دانسته و افراد آن اجتماع را كه