اخلاق پزشكى

اخلاق پزشكى - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ٥٥

بيمارى است. متأسفانه گاه به دليل تشخيص نادرست طبيب و تجويز داروى نامناسب، بيمارى شدّت مى‌گيرد يا بيمار جانش را از دست مى‌دهد.
پزشك بايد همه توان خود را براى تشخيص بيمارى به كار گيرد و پيش از تشخيص آن، دارو تجويز نكند و اگر فرصت لازم براى تشخيص ندارد، يا خسته است يا به هر دليل ديگر، آمادگى لازم براى اظهار نظر ندارد، از معاينه بيمار و دادن دارو، به طور جدّى خوددارى كند.
در احاديث اسلامى بر اهميت دادن پزشك به تشخيص بيمارى تأكيد شده است. رسول خدا (ص) به يكى از پزشكان معاصر خود فرمود:
لا تُداوِ احَداً حَتَّى تَعْرِفَ داءَهُ «١» هيچ كس را درمان نكن؛ مگر آن‌گاه كه بيمارى‌اش را بشناسى.
امام سجاد (ع) مى‌فرمايد:
مَنْ لَمْ يُعْرَفْ داؤُهُ، افْسَدَهُ دَواؤُهُ «٢» كسى كه بيمارى‌اش تشخيص داده نشود، دارويش او را تباه مى‌كند.
تشخيص درست بيمارى به دو چيز وابسته است:
١. شرح حال‌گيرى: پزشك بايد با دقت سؤالاتى از بيمار بپرسد و از مجموعه پاسخهاى بيمار و يافته‌هاى بالينى، سرنخ بيمارى را كشف كند. اين كار را در پزشكى، «شرح حال‌گيرى» مى‌نامند. گرفتن شرح حال يعنى اخذ و ثبت مجموعه‌اى از اطلاعات درباره بيمارى كنونى و بيماريهاى قبلى بيمار يا هر گونه اطلاعات در ارتباط با آنها.
گرفتن شرح حال در برخى موارد، دشوار است. براى مثال، براى يافتن علت تب در بيمارى كه هيچ يافته بالينى مهمى ندارد، پزشك بايد دامنه وسيعى از سؤالات هد اخلاق پزشكى ٦٠ ٨. عدالت ص : ٦٠ ف‌مند را مطرح كند؛ امّا قبل از پرداختن به نحوه شرح حال‌گيرى بايد اين نكته مهم را متذكر شد كه برقرارى رابطه گرم و صميمى با بيمار و جلب اعتماد وى، رمز موفقيت در گرفتن يك شرح حال خوب است.
پزشك در ابتداى شرح حال‌گيرى، علت اصلى مراجعه بيمار و سپس سئوالاتى در مورد بيمارى كنونى از او مى‌پرسد و در پايان اين پرسش و پاسخ در مى‌يابد كه در معاينات بالينى خود روى چه قسمتى از بدن وقت بيشترى صرف كند يا كدام آزمايش يا اقدام تشخيصى را