اخلاق پزشكى

اخلاق پزشكى - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ١٨

علامه طباطبايى در توضيح توكل مى‌فرمايد:
حقيقت مطلب اين است كه نفوذ اراده و رسيدن به مقصود در عالم مادّه، به يك سلسله اسباب و عوامل طبيعى و يك سلسله عوامل روحى و نفسانى نيازمند است. هنگامى كه انسان وارد ميدان عمل مى‌شود و كليه عوامل طبيعى مورد نياز را آماده مى‌كند، تنها چيزى كه ميان او و هدفش فاصله مى‌اندازد همانا تعدادى از عوامل روحى است؛ از قبيل سستى اراده و تصميم، ترس، غم و اندوه، شتابزدگى و عدم تعادل، سفاهت و كم‌تجربگى و بدگمانى نسبت به تأثير علل و اسباب و امثال آن.
در چنين وضعى، اگر انسان بر خداوند سبحان توكل داشته باشد اراده‌اش قوى و عزمش راسخ مى‌گردد و موانع و مزاحمات روحى در برابر آن خنثى و بى‌اثر خواهند شد؛ زيرا انسان در مقام توكل، با مسبّب الاسباب كه بر همه اسباب غالب است، پيوند مى‌خورد و با چنين پيوندى ديگر جايى براى نگرانى و تشويش خاطر باقى نمى‌ماند و با قاطعيت با موانع دست و پنجه نرم مى‌كند تا به مقصود برسد.
علاوه بر اين، نكته ديگرى كه در مورد توكّل وجود دارد بُعد غيبى و ماورايى آن است؛ يعنى خداوند متعال، شخص متوكّل را با امدادهاى غيبى مدد مى‌رساند كه اين امدادها از حوصله اسباب عادى و طبيعى فراتر و در رديف مافوق علل مادّى قرار دارد و ظاهر آيه شريفه «وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّه فَهُوَ حَسْبُه ...» «١» چنين امدادى را نويد مى‌دهد. «٢» پزشك مؤمن با اعتقاد به اين كه خداوند مى‌تواند او را در تشخيص و درمان بيمارى كمك كند، خود را به طبيب واقعى سپرده، در جميع مراحل درمان از او مدد مى‌گيرد و همچون امام زين العابدين (ع) به درگاه خداوند سبحان عرض مى‌كند:
... وَبِكَ اسْتَغيثُ، وَايّاكَ ارْجُو، وَلَكَ ادْعُو، وَالَيْكَ الْجَأُ، وَبِك اثِقُ، وَايَّاكَ اسْتَعينُ، وَبِكَ اومِنُ، وَعَلَيْكَ اتَوَكَّلُ، وَعَلى‌ جُودِكَ وَكَرِمِكَ اتَّكِلُ «٣» تنها به درگاه تو استغاثه مى‌كنم و تو را مايه اميد مى‌شمارم. تو را مى‌خوانم و به تو پناه مى‌برم، به تو اطمينان دارم و تو را پشتيبان خود مى‌دانم و به تو ايمان دارم و به جود و كرم تو توكل مى‌كنم.