اخلاق پزشكى - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ٢٣
پزشك بايد بصير باشد. بصيرت در پزشكى يعنى آگاهى و تخصص، قوه ادراك و فهم، توان تمييز و تشخيص. همانگونه كه هر فقيهى قادر نيست سعادت اخروى مردم را تأمين كند و هر حاكمى نمىتواند امنيت و سعادت دنيوى مردم را تأمين كند، هر طبيبى نيز نمىتواند بهداشت و سلامت جسمى جامعه را تأمين كند، مگر اينكه آگاه، كارشناس و متخصص در پزشكى باشد و راه درمان را بشناسند.
پزشكانى كه در آراستگى خود به اين ويژگى برجسته نمىكوشند، توفيق چندانى در درمان بيماران نخواهند داشت و اگر در اثر ناآگاهى و عدم تخصص صدمه به بيمار بزنند يا سبب مرگ او شوند، ضامن خواهند بود. رسول خدا (ص) مىفرمايد:
مَنْ تَطَبَّبَ وَلَمْ يُعْلَمْ مِنْه طِبٌّ قَبْلَ ذلِكَ، فَهُوَ ضامِنٌ «١» كسى كه بدون [تخصص و] سابقهاى در درمان، به طبابت بپردازد، [شرعاً] ضامن است.
نيز مىفرمايد:
مَنْ تَطَبَّبَ وَلَمْ يَكُنْ بِالطِّبِّ مَعْرُوفاً، فَاصابَ نَفْساً فَمادُونَها، فَهُوَ ضامِنٌ «٢» هر كس در حالى كه به طبابت شناخته شده نيست، عهدهدار آن گردد و موجب فوت كسى يا صدمهاى كمتر از آن شود، ضامن است.
امام على (ع) مىفرمايد:
يَجِبُ عَلَى الْامامِ انْ يَحْبِسَ الْفُسَّاقَ مِنَ الْعُلَماءِ، وَالْجُهَّالَ مِنَ الْاطِبَّاءِ «٣» بر امام لازم است عالمان تبهكار و پزشكان ناآگاه را به زندان افكند.
٢. مورد اعتماد بودن پزشك بايد مورد اعتماد و به تعبير امام صادق (ع)، «ثقه» باشد و بتواند با دانش و مهارت، ايمان و صداقت، دلسوزى و خيرخواهى، امانت و رازدارى، تقوا و خودنگهدارى و اخلاق و رفتار خود، اعتماد همه را به سوى خود و همكارانش جلب كند و مايه افتخار و سربلندى جامعه پزشكى باشد.
امام على (ع) مىفرمايد: