اخلاق پزشكى - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ٥٢
درس دهم: اخلاق در درمان پزشكى (٢)
٥. وجدان پزشكى خداوند متعال، در آدمى گوهرى گرانبها به وديعت نهاده كه از آن به «وجدان، فطرت و نفس لوّامه» تعبير مىشود. در قرآن و روايات نيز- به صراحت يا اشاره- از چنين نيرويى ياد شده است؛ قرآن كريم در آيه «... وَلا اقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ.» (قيامت: ٢) وجدان را به بزرگى ستوده و به آن سوگند خورده است.
در روايات متعدد، از وجدان آدمى به عنوان ميزان و مقياس در روابط اجتماعى ياد شده است؛ از جمله رسول خدا (ص) در پاسخ مردى كه از آن حضرت تقاضا كرد چيزى به او بياموزد، فرمود:
آنچه را دوست دارى مردم با تو رفتار كنند تو درباره آنان رفتار كن و آنچه را دوست ندارى با تو رفتار كنند، آن را درباره مردم به كار نگير. «١» امام على (ع) به امام حسن مجتبى (ع) فرمود:
فرزندم! [وجدان] خويشتن را ميان خود و ديگران ميزان قرار ده! پس آنچه را كه براى خود دوست مىدارى براى ديگران دوست بدار و آنچه را كه براى خود نمىپسندى بر ديگران نيز نپسند. «٢» وجدان، همان نفس، قواى باطنى، نيرو يا حسى پنهان در باطن انسان است كه باعث آگاهى او مىگردد و خوبى و بدى رفتارها به وسيله آن درك مىشود و مورد قضاوت قرار مىگيرد. «٣» وجدان، عاملى تعيين كننده در رفتار آدمى در عرصههاى مختلف زندگى شمرده مىشود.