اخلاق پزشكى

اخلاق پزشكى - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ٤٩

مردم نيز اخلاق نيكو را دوست مى‌دارند و از پزشك خوش خلق و نيكو رفتار خوششان مى‌آيد و دوست دارند هنگام بيمارى نزد او بروند و براى درمان خويش از او كمك بگيرند، به قول سعدى:
اگر حنظل خورى از دست خوشروى به از شيرينى از دست ترشروى‌ خوش اخلاقى با مردم تا آن‌جا ارزشمند و داراى اهميت است كه امام صادق (ع) مى‌فرمايد:
مؤمن، بعد از واجبات، عملى را به خداوند بزرگ پيش‌كش نمى‌كند كه نزد او از خوش اخلاقى با مردم محبوب‌تر باشد. «١» رفتار پزشك بايد سرشار از عاطفه و محبت باشد. پزشك نبايد از رفتارهاى ناشى از ناآگاهى يا كم توجهى بيمار خشمگين شود. پزشك بايد خود را سهيم در شادى يا غم بيمار نشان دهد.
٣. وقار پزشك مؤمن از طرفى، لازم است در برخورد با بيمار و اطرافيانش بشّاش و گشاده‌رو باشد و از طرف ديگر، بايد مؤدّب و جدى باشد و از مرز ادب و وقار خارج نشود.
وقار براى جامعه پزشكى نورانيت مى‌آورد و هيبت و شوكت پزشكان را افزون مى‌سازد. امير مؤمنان (ع) مى‌فرمايد:
وَقارُ الرَّجُلِ نُورٌ وَزينَةٌ «٢» وقار انسان، نور و زينت است.
نيز مى‌فرمايد:
بِالْوَقارِ تَكْثُرُ الْهَيْبَةُ «٣» هيبت [انسان‌] با وقار و سنگينى افزون مى‌گردد.
عده‌اى به حدّى عبوس و گرفته‌اند كه نمى‌توان با آنها سخنى گفت و گروهى ديگر به قدرى آزاد و بى‌قيد هستند كه همه چيز را به شوخى مى‌گيرند و در اثر زياده‌روى در مزاح و بذله‌گويى و رعايت نكردن ادب و عفّت كلام، ديگران را آزرده خاطر مى‌سازند و دچار گناه و معصيت مى‌شوند.