معارف قرآن(ج2)

معارف قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٤

خداوند به مقتضاى حكمتش، مردم را در شايستگيها و لياقتهايشان متفاوت قرار داد و برخى را در عقل، ذوق، علاقه و نيروى جسمى، بر برخى ديگر برترى داد و هدف از اين تفاوتها و برتريها آزمايش مردم بود كه بدين‌سان آنها را بيازمايد و چهره واقعى آنان را به خودشان نشان دهد كه استعدادهاى متنوع را در چه مواردى به كار مى‌گيرند.
علاوه بر آن، تفاوتهاى ذاتى و امتيازات طبيعى، خود عامل حركت و پايه انسجام است. همچنين متفاوت بودن انسانها از نظر استعدادهاى گوناگون، موجب تقويت حسّ تجدّدطلبى و روحيّه نوگرايى و نوآورى است و نيز زمينه‌ساز رفع نيازها، كمبودها و تأمين امكانات ضرورى كه از لوازم اجتناب‌ناپذير يك زندگى اجتماعى و حيات معقول است؛ چرا كه رفع نيازمنديهاى مختلف؛ استعدادهاى گوناگون و متنوّعى را مى‌طلبد.
پس تفاوت، منشأ تكامل است. حروف بيست‌و هشتگانه عربى با تفاوتى كه در شكل، آهنگ و مخرج دارند، سبب پيدايش بى‌نهايت كلمه شده‌اند كه‌اگر همه آنها يكسان بودند حتى يك كلمه هم وجود نداشت. اگر جهان تاريكى محض بود؛ هيچ‌چيز قابل ادراك نبود و اگر نور محض بود؛ چيزى مشاهده نمى‌شد. ما اشياء را در تفاوتشان احساس مى‌كنيم.
اگر شما با گچ سفيد، روى صفحه سفيد چيزى بنويسيد، قابل خواندن نيست. پس تفاوتها منشأ بركت است و ايجاد تعادل مى‌كند. همه كشفها و فهمها نتيجه تفاوتها بوده است.
مقصود از تفاوت و «رفعت درجات» در اينجا تفاوت در استعدادها، سليقه‌ها، انتخابها و ... است نه برترى در بعد انسانى؛ همان چيزى كه يهود و نصارا به آن معتقدند و خود را نژاد برتر مى‌دانند. «١» برتريهاى ذاتى عامل تسخير دو جانبه‌ قرآن در تعليل برتريهاى ذاتى برخى انسانها بر برخى ديگر، به مطلب ديگرى نيز اشاره دارد و آن اين‌كه اين برتريها، موجب همكارى مشترك بين انسانها خواهد شد و انسانها همديگر را به خدمت خواهند گرفت و اين سبب ايجاد و ادامه فعاليت‌هاى اقتصادى- اجتماعى انسانها مى‌شود. قرآن كريم مى‌فرمايد: