معارف قرآن(ج2)

معارف قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٥

مُلك، قدرت و حكومتى كرد كه براى كسى سابقه نداشته باشد و خداوند نيز به او عطا كرد. وقتى كه سليمان نعمتهاى بى‌شمار الهى را مشاهده كرد، فرمود:
«هذا مِنْ فَضْلِ رَبّى‌ لِيَبْلُوَنى‌ ءَاشْكُرُ امْ اكْفُرُ وَ مَنْ شَكَرَ فَانَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَانَّ رَبّى‌ غَنِىٌّ كَريمٌ» «١» اين (حكومت و سلطنت و قدرت) از تفضّل پروردگارم است تا مرا بيازمايد كه آيا شكر مى‌كنم يا كفر مى‌ورزم كه هر كس شكر نعمت به‌جا آورد به سود خويش عمل كرده و هر كس كفر ورزد، به زيان خود كرده است چه اينكه پروردگارم بى‌نياز و كريم است.
در آيه ديگرى از قرآن مى‌خوانيم:
«لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَازيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ انَّ عَذابى‌ لَشَديدٌ» «٢» اگر شكر (نعمت) به جا آوريد بر شما بيفزايم و اگر كفر ورزيد، عذاب من شديد است.
بايد دانست كه تمكن مالى و قدرت و حكومت نمى‌تواند عذاب خداوند را از ما دور سازد همچنان كه از امتهاى پيش از ما، دور نساخت. چه بسيار امتهايى كه از ما قويتر و قدرتمندتر بودند و گناه و كفران نعمت، به عذاب گرفتارشان كرد و آنها را نابود گردانيد.
جانشين گذشتگان‌ مردم بايد آگاه باشند كه در استفاده از مواهب طبيعت، جانشين گذشتگان هستند نه اينكه خود را صاحب اصلى آنها بدانند و همچنان كه اين نعمت، قدرت و حكومت در گذشته در اختيار ديگران بوده، در آينده هم در اختيار كسان ديگر خواهد بود. در اين چند صباح نبايد گرفتار غرور و ناسپاسى شد و اين نعمت عاريتى را جاودانه پنداشت و با اين پندار خام به بيراهه رفت. بايد ديد كه اقوام ناسپاس گذشته چگونه هلاك شدند و در خاك پنهان گرديدند، با رفتنشان نه زمين ويران شد و نه جايشان خالى ماند، به جاى هر قوم، قوم ديگرى آمد و حيات و زندگى در زمين با نسلهاى متوالى ادامه يافت.