معارف قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٣
گمراهان به همين بيان است و مىفرمايد:
«آنان گناهان خود را حمل مىكنند و گناهانى علاوه بر گناهان خود».
علامه طباطبايى اين توجيه را مىپسندد و آن را خوب مىشمارد بعد وجه دقيقترى مىفرمايد به اين مضمون كه گناه بدعتگذار و پايهگذار سنتِ بد خيلى بيشتر از گناه خودش مىباشد و عبارت است از گناه خودش و گناه پيروانش در اين سنت بد، چه اينكه گناه پيروان با اينكه يك گناه بيش نيست ولى به دو كس نسبت داده مىشود: عامل و راهنما؛ و هر دو نفر بايد عذاب آن گناه را بچشند. پس بدعتگذار دو گناه دارد يكى ضلالت و گمراهى خود و ديگرى اضلال و گمراهگرى كه گناه دوّم مساوى است با گناه پيروان كه هم در نامه عمل خود آنها ثبت مىشود و هم در نامه عمل گمراه كننده و او بايد به كيفر هر دو گناه عذاب شود و هر دو عذاب در نتيجه عمل خود اوست و گناه ديگرى نيست. «١» تفاوتها براى آزمايش است «وَ هُوَالَّذى جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْارْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ فى ما اتيكُمْ انَّ رَبَّكَ سَريعُ الْعِقابِ وَ انَّهُ لَغَفُورٌ رَحيمٌ» (انعام، آيه ١٦٥)
اوست خدايى كه شما را جانشينان زمين قرار داد و بعضى شما را بر بعض ديگر به درجاتى برترى داد؛ تا شما را در چيزى كه عطايتان كرده است بيازمايد. همانا، پروردگارت زود كيفر دهنده و هم او آمرزنده و مهربان است.
معناى خلافت اينكه در اين آيه انسانها «جانشينان زمين» معرفى شدهاند، به دو صورت قابل تفسير است؛ يكى اينكه انسان، مظهر صفات جلال و جمال و سمبل آفرينش و مقصود اصلى خلقت است. او تنها موجودى است كه صلاحيّت كسب اخلاق الهى را به بهطور كامل دارا بوده و از كرامت خاصّ الهى برخوردار و بار امانت بر دوش اوست. او وارث زمين گشته و مأذون و مُجاز در تصرّف مواهب طبيعت است. دوّم اينكه خداوند، انسان موجود را خليفه و جانشين نسلهاى منقرض شده، قرار داده است. «٢» فلسفه برتريهاى ذاتى