معارف قرآن(ج2)

معارف قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥

سوى ديگر، انجيل به صراحت مى‌گويد: «مسيح پسر خداست» و از طرف ديگر، تصريح مى‌كند كه «اين پسر همان پدر است و لاغير».
اگر آنها مسأله پسرى را تنها به عنوان احترام مطرح مى‌كردند، قابل اغماض بود، ولى آنان اين كار را نكردند، با اينكه انجيل در مواضع متعدد تصريح مى‌كند كه منظور از پسرى و پدرى، صرف تشريف است؛ البته كلماتى هم در آن يافت مى‌شود كه قابل حمل بر تشريف و احترام صرف نيست. براى مثال در جايى از انجيل چنين آمده‌است:
عيسى گفت: هر كس مرا ببيند پدر را ديده است، مگر هنوز ايمان نياورده‌اى كه من در پدر حلول كرده‌ام و پدر در من حلول كرده‌است. و اين سخنى كه دارم برايتان مى‌گويم، از ذات من به تنهايى صادر نمى‌شود، بلكه از من و پدر كه الحال در من است، صادر مى‌شود. اوست كه دارد اين كارها را مى‌كند. باورم كنيد كه مى‌گويم: من پدرم و پدر، من است. «١» اگر مى‌بينيم در پاره‌اى از نوشته‌هاى تبليغاتى اخير كه به دست افراد غير مطلع داده مى‌شود، دم از سه‌گانگى مجازى مى‌زنند، سخن رياكارانه‌اى است كه به هيچ وجه با منابع اصلى مسيحيت و اعتقاد واقعى دانشمندان آنها سازگارى ندارد.
تثليث، اعتقاد غير عقلايى‌ اعتقاد به تثليث، با بديهيات و ضروريات عقلى، منافات دارد. هيچ راه عقلى براى پذيرفتن تثليث و حتى براى تصور صحيح آن وجود ندارد. سه تا شدن يكى و يكى شدن سه تا قابل تصوّر نيست، تا چه رسد به اينكه قابل قبول باشد، چون اصول دعوت مسيحيت يعنى پدر و پسرى، تثليث و مسائل مشابه ديگر قابل استدلال نيست، بدين جهت آنها اين اصول را مسلم و غير قابل بحث و تعبدى معرفى كردند.
تثليث عقيده‌اى تقليدى‌ در آيه‌اى از قرآن چنين آمده‌است: