معارف قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٢
همچنان كه سجده يعقوب و فرزندانش براى يوسف عليه السلام، هم اعتراف به فضيلت و كرامت او بود و هم اظهار بندگى و شكر نسبت به خداوند كه چنين مقامى را به او عطا كرده و در هر دو مورد، آدم و يوسف عليهما السلام در حقيقت قبله بودند و مسجود حقيقى ذات حضرت حق بود همچنان كه ما كعبه را قبلهگاه خود مىگيريم و با سجده بهسوى كعبه خدا را عبادت مىكنيم. «١» دليل سجده نكردن شيطان دليل سجده نكردن همان كفر، خودبينى و استكبار ابليس بود.
«ابى وَاسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرينَ» «٢» سرپيچى كرد و استكبار ورزيد و از كافران بود.
او گرچه به خالقيت خدا اعتراف داشت (خَلَقْتَنى ... وَ خَلَقْتَهُ) «٣» و گرچه قدرت خدا را بالاتر و برتر مىدانست و از همين رو از خدا مهلت خواست (انْظِرْنى) «٤» ولى در جنب شرافت و كرامت حقتعالى براى خود نيز شرافت و كرامت قائل بود و به جهت همين استقلال در شرافت و كرامتى كه براى خود قائل بود، به آدم سجده نكرد و او را شايسته مسجود بودن ندانست و با خدا به منازعه پرداخت. «٥» او در توجيه سجده نكردن خود نيز همين توهمات را مطرح كرد. اول اينكه به ملاك مسجود بودن آدم توجه نكرد. خداوند فرموده بود:
من آفريننده بشرى از خاك هستم پس آنگاه كه او را استوار ساختم و از روح خود در او دميدم، براى او به سجده بيفتيد. «٦» از اين كلام خدا استفاده مىشود كه ملاك مسجود بودن آدم عليه السلام، آفرينش خاكى او