معارف قرآن(ج2)

معارف قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٩

پاسخ به يك سؤال‌ ممكن‌است سؤال شود، خدا به همه چيز عالم است و همه ما در محضر خدا هستيم، پس چه نيازى به پرسش از انبيا و امتها دارد؟ جواب اين است كه سؤال براى دانستن و درك واقعيت در مورد خداوند عالِم و آگاه به پنهان و آشكار، معنا ندارد، بلكه منظور، توجه دادن به خود شخص و اتمام حجت به او و امثال اوست؛ درست مثل اين است كه ما به شخص فراموشكارى خدمتهاى زيادى كرده باشيم، و او در عوض مرتكب خيانتهايى شده باشد، و همه اين مسائل، پيش ما روشن باشد، اما او را مورد بازخواست قرار مى‌دهيم و مى‌گوييم: آيا ما اين همه به تو خدمت نكرديم؟ و آيا تو حق اين خدمتها را ادا كردى؟
اين سؤال براى كسب علم نيست، بلكه براى تفهيم طرف مقابل يا احياناً تفهيم ديگران است. «١» مراحل مختلف در قيامت‌ شايد عدّه‌اى تصوّر كنند، اين آيه با آيات ديگر كه سؤال در قيامت را نفى مى‌كند، سازگار نيست، مانند آيه ٣٩ سوره الرحمن:
«فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ انْسٌ وَ لا جانٌّ» در آن روز از هيچ كس از انس و جن، سؤال نمى‌شود.
بايد گفت از مجموعه آيات مربوط به پرسش و پاسخ در قيامت، چنين استفاده مى‌شود كه مردم در قيامت، مراحل مختلفى را مى‌پيمايند؛ در مراحلى هيچ پرسشى از آنان نمى‌شود، حتى مُهر بر دهان آنان مى‌گذارند و فقط اعضاى پيكر آنها، چگونگى اعمالشان را بازگو مى‌كنند. در مرحله ديگر مهر از زبان آنان برداشته مى‌شود و به سخن مى‌آيند و از آنها پرسش مى‌شود، زيرا با گواهى اعضاى بدن و روشن شدن حقايق، ناگزير از اعتراف هستند. «٢» معارف قرآن(ج‌٢) كد ٤/٢١٢ ٩٩ علت فروپاشى ملتها و تمدنها ص : ٩٩