معارف قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣
شأن نزول تنى چند از بزرگان يهود با يكديگر تبانى كردند كه پيامبر صلى الله عليه و آله را به خيال خام خود بفريبند و او را وادار كنند تا نسبت به حكم الهى، كوتاه آيد و به سود آنان داورى كند. آنان نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفتند و گفتند:
اى محمّد! تو خوب مىدانى كه ما از دانشمندان، اشراف و بزرگان يهوديم و چنانچه ما از تو پيروى كنيم، يهوديان هم از ما تبعيت مىكنند و مخالفت نمىورزند. ميان ما و قوم ما، درگيرى و نزاعى وجود دارد. ما آنها را براى حل اختلاف نزد تو مىخوانيم، تو به نفع ما داورى مىكنى و ما هم در عوض به تو ايمان مىآوريم و رسالتت را تصديق مىكنيم.
پيامبر صلى الله عليه و آله از پذيرفتن اين پيشنهاد، امتناع كرد و آيه فوق در اين باره نازل شد. «١» طرد احكام اسلام، هرگز اين آيه گوشزد مىكند كه براى جذب ديگران به اسلام، نبايد زير بار معامله سياسى رفت و به خواستههاى نامشروع، تن داد: «وَ لا تَتَّبِعْ أَهْوائَهُمْ»، بلكه بايد مراقب تبانى و توطئه پيروان ديگر مكاتب و مذاهب، عليه ارزشهاى اسلامى بود و كوچكترين انعطافى در اين مورد از خود، نشان نداد. «وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ ما انْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ».
از نكات ظريف اين آيه اشاره به گرفتاريهاى دنيوى بعض كفار است. آيه دليل گرفتار شدن اين عدّه را مجازاتِ تسليم نشدن آنان در برابر حق و عدالت و انجام گناهان مىداند و اين مجازاتها را در برابر بخشى از گناهان آنان مىشمارد.
هشدار و عصمت هشدار الهى به پيامبر صلى الله عليه و آله، با مقام عصمت آن حضرت، منافات ندارد؛ زيرا معناى معصوم بودن پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام اين نيست كه اختيار از آنان سلب مىشود و ارتكاب معصيت برايشان محال مىگردد؛ اگر چنين باشد، ديگر عصمت براى آنها فضيلت و ارزشى ويژه بهشمار نخواهد آمد.