معارف قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٢
كه اين حوادث ناشى از علل طبيعى است كه آنها را «قهر طبيعت» مىنامند و هم خود را براى مقابله با آنها مجهز مىكند.
اين طرز تفكر ناشى از غرور علمى بشر و جهل به مفاهيم دينى است. آنان گمان كردهاند معارف دينى اين حوادث را مستند به علل طبيعى نمىداند و آنها را بدون واسطه فعل خدا مىشمارد؛ از اين رو با شناختن علت مادى حادثه، به خيال خود خدا را به عقبنشينى وادار مىكنند درحالىكه از نگاه معارف اسلامى، خداوند، و در مرحله بعد، علل معنوى جانشين، در عرض، همرديف يا شريك عوامل مادى نيستند. از نگاه قرآن خداوند تنها علت واقعى هر چيز است و جز خدا علت ديگرى وجود ندارد. خداوند در مرحله بعد دو نوع علت در جهان آفرينش تعبيه كرده و اين نظام را بر آن مبنا استوار ساخته است: علل مادى و علل معنوى كه اين دو نيز در عرض هم نيستند. علل مادى علتهاى قريب حوادث هستند و علل معنوى علتهاى بعيد و علتهاى معنوى بر علتهاى مادى تفوق و برترى دارند. هر حادثهاى چه خوب و چه بد، علت آن فقط خداست زيرا اوست كه آن را و علتش را ايجاد كرده و اثر عليت را در علتش قرار داده تا براى ايجاد معلول مؤثر باشد و علل معنوى فوق علتهاى مادى هستند زيرا خداوند چنين مقدر فرموده و اراده كرده است كه اگر در جامعهاى ايمان و تقواى عمومى (علت معنوى) حاصل شد، علل مادى را طورى سامان دهد كه بركتزا گردند و اگر در جامعهاى كفر و شرك (علت معنوى) حاكم شد، علل مادى را طورى سامان دهد كه مصيبتزا باشند.
بنابراين اعتقاد به «سنّت تأثيرگذارى اعمال بر طبيعت» منافات با اعتقاد به نظام علت و معلول نداشته و ناشى از جهل و ضعف بشر نيست.
بازشناسى سنّتها خداوند در جهان آفرينش سنتهاى مختلفى را جارى كرده است كه هركدام اقتضاءاتى دارد و شناختن آنها لازم است و مىتواند خيلى از سؤالها را پاسخ بگويد. مثلًا بسيارى مىپرسند مگر ايمان، بركتزا و كفر و ظلم، مصيبتزا نيست، پس چرا بسيارى از جوامع اسلامى گرفتار بلايا و مصائباند و بسيارى از جوامع كفر در رفاه و عيش بسر مىبرند؟