معارف قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٧
مىداند، پندار جاهلانه اوست، زيرا تسلّط او به اراده خداست و قاهر واقعى فقط خداست و قهر ديگران به اذن و اجازه اوست.
البته معناى اين سخن، نفى اختيار انسان نيست زيرا به اراده خدا انسان آزاد و مختار قرار داده شده است و مىتواند هر راهى را كه مىخواهد انتخاب كند ولى با اين وجود در هر لحظه و هر آن در محضر خدا و تحت سيطره حكومت اوست و هيچگاه از دايره حكومت الهى خارج نبوده و نخواهد بود.
مأموران الهى در آيه قبل (آيه شصت) آمده كه خداوند به هنگام شب، جان و روح شما را مىگيرد و روز دوباره شما را زنده مىكند تا به اجل موعود برسيد. اجلى كه در نزد خداوند، معين است و لحظهاى پس و پيش نمىشود و چون به آن اجل رسيديد، بدون كوچكترين تعجيل يا تأخيرى جان شما را مىگيرند. از آنجا كه جهان ماده، جهان تزاحم و تصادم است و هيچ موجودى در اين جهان نيست مگر اينكه موجودات ديگر از هر سو، مزاحم اويند و موجودات همواره در حال نزاع و غلبه بر يكديگرند، اين توهّم پيش مىآيد كه چگونه ممكن است انسان تا رسيدن اجل موعود زنده بماند. چه بسا در كوران حوادث و نزاعها و اتّفاقات، جان خود را از دست بدهد. اين آيه شريفه اين توهّم را ردّ مىكند به اينكه خداوند قاهر و مسلّط بر همه بندگان است و اراده او در همهجا نافذ و هر تأثيرى به اذن اوست و فرشتگان را مأمور كرده است تا انسان را از گزند حوادث و دستبرد بلاها و مصائب حفظ كنند. «١» بعضى از مفسران «٢» با توجه به آيه ١٢ سوره انفطار- كه وظيفه مأموران حفاظت را نوشتن اعمال دانسته است- «٣» گفتهاند مراد از «محافظان» در اين آيه، همان محافظان و نويسندگان اعمال است و هر دو آيه يك مطلب را مطرح مىكنند، ولى بايد گفت اينكه