معارف قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤
ج- مهمتر از همه، اينكه متكبّر و برترىطلب نيستند و در صورت شناخت حقيقت، آمادگى پذيرش آن را دارند و از خضوع در مقابل حق و حقيقت ابا نداشته، استكبار نمىورزند. «١» تا زمانى كه در قومى اين سه ويژگى وجود داشته باشد، آن قوم به هدايت و نجات نزديكند و اگر مسيحيتِ پس از پيامبر صلى الله عليه و آله نيز مثل مسيحيت زمان پيامبر صلى الله عليه و آله، علما و تاركان دنيا در بينشان زياد بود و برترىجويى نداشتند، جنگهاى صليبى را عليه مسلمانان به راه نمىانداختند و از شيوههاى استعمارى بهره نمىگرفتند، به هدايت نزديك بودند، امّا علت اينكه امروز، آنها نيز در دشمنى با مسلمانان، دست كمى از يهود ندارند، اين است كه از آن دانشمندان، تاركان دنيا و حقطلبان، در بين مسيحيت خبرى نيست و زهد و پارسايى جاى خود را به تجمّل و دنياگرايى داده، چنانكه بسيارى از آنان نيز نژاد اروپايى را برتر از ديگران مىپندارند.
بهرهورى از طيّبات «يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما احَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا انَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدينَ» (مائده، آيه ٨٧)
اى ايمان آورندگان! چيزهاى پاكيزهاى را كه خداوند براى شما حلال كرده است، حرام نشمريد و (به حدود الهى) تجاوز نكنيد، كه خداوند تجاوزكاران را دوست ندارد.
نزاع با خداوند مؤمنان در اين آيه شريفه، توبيخ شدهاند كه چرا طيبات و نعمتها و چيزهاى پاكيزهاى را كه خداوند براى استفاده بندگان خود خلق كرده و استفاده از آنهارا حلال شمردهاست، حرام مىشمرند.
آيا آيه فوق با زهد منافات دارد؟
زهد يعنى مشغول نشدن به زندگى دنيا، نه برخوردار نشدن از آن. البته جهت رسيدن