معارف قرآن(ج2)

معارف قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥

شان نزول‌ درباره شأن نزول اين آيات، روايات گوناگونى وجود دارد. بنابر روايتى بعد از اينكه يهود بنى‌قينقاع با مسلمانان درگير شدند، «عبادة بن صامت خزرجى» نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفت و گفت:
اى رسول خدا! من تعداد فراوانى هم‌پيمان از يهوديان دارم ولى اينك از هم‌پيمانى و دوستى با يهود، بيزارى مى‌جويم و به خدا و رسول صلى الله عليه و آله پناه مى‌برم و ولايت و دوستى خدا و رسولش را مى‌پذيرم.
ولى عبداللّه ابىّ گفت:
«من مردى ترسو هستم، مى‌ترسم كه بلايى بر سرم بيايد، از اين رو، پيمان خود را با يهود نقض نمى‌كنم.» رسول خدا صلى الله عليه و آله نسبت به خطر اين كار به وى هشدار داد و او در ظاهر پذيرفت كه پيمان خود با آنان را نقض كند. «١» پيامدهاى دوستى با بيگانگان‌ خداوند، مسلمانان را از دوستى و ارتباط تنگاتنگ با يهوديان و مسيحيان برحذر مى‌دارد؛ زيرا اينگونه دوستى و ارتباط، موجب اثرپذيرى اخلاقى مى‌گردد و سرانجام جامعه را از تبعيت حق، به پيروى از هوا و عبادت شيطان سوق مى‌دهد «لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصارى‌ أَوْلِياءَ».
البته محبت قلبى داشتن، صميمى و همراز بودن و روابط ولايى داشتن غير از داشتن روابط متقابل است. آنچه مورد نهى قرار گرفته نوع اول است؛ به‌خاطر اينكه آثار سوء در پى دارد. اما روابط متقابل انسانى و داد و ستد ممنوع نيست و تا زمانى كه آنان به روابط مسالمت‌آميز پاى‌بند باشند، داشتن چنين روابطى بلامانع است. «٢» علت اينكه بر روى عنوان يهود و نصارا تأكيد شده است نه بر روى عنوان اهل كتاب،