معارف قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٢
يا به عذاب شديدى گرفتار خواهد ساخت؟ (آنها را به حال خود واگذاريد تا نابود شوند) گفتند:
- اين اندرزها- براى اعتذار (و رفع مسؤوليت) در پيشگاه پروردگار شماست، و شايد آنها تقوا پيشه كنند. امّا هنگامى كه تذكراتى را كه به آنها داده شده بود، فراموش كردند، نهى كنندگان از بدى را رهايى بخشيديم و آنها را كه ستم كردند، به خاطر نافرمانىشان به عذاب شديدى گرفتار ساختيم. تا هنگامى كه در برابر فرمانى كه به آنها داده شده بود، سركشى نمودند، به آنها گفتيم به شكل ميمونهايى طرد شده درآييد.
اصحاب شنبه در اين آيات به سرگذشت گروهى از يهود كه در ساحل دريا زندگى مىكردند، اشاره مىكند. ظاهراً كار و كسب در روز شنبه بر يهود حرام بوده است «١» و اين قوم هم كه در كنار دريا زندگى مىكردند، در روز شنبه از صيد ماهى نهى شده بودند. خداوند آنان را امتحان كرد و روزهاى شنبه ماهيان بر سطح آب و جويبارها ظاهر مىشدند و در دسترس بودند و روزهاى ديگر به عمق آب فرو مىرفتند. آنان در نهايت به وسوسه افتادند و دست به حيله زدند و با انداختن طور در آب در روز شنبه و جمعآورى آن در روز يكشنبه و يا با آماده ساختن آبگيرهايى كنار دريا و گيرانداختن ماهيها در روز شنبه و صيد آنها در روز بعد به حكم خدا تجاوز كردند. گروهى از يهود آنان را نهى كردند و موعظه و تذكر دادند ولى نهى و اندرز آنان مفيد واقع نشد. البته گروه ديگرى هم بودند كه خود مرتكب اين خلاف نشدند ولى مرتكبين را هم نهى نكردند و حتى به گروه نهىكنندگان گفتند كه چرا اينها را اندرز مىدهيد، اينها كه دست بردار نيستند و خداوند هلاكشان مىكند. نهىكنندگان گفتند كه ما به دو دليل آنها را اندرز مىدهيم؛ اوّل براى عذر و اتمام حجت به پيشگاه پروردگار كه ما به وظيفه خود عمل كرده باشيم و دوم شايد اندرز ما در آنان اثر گذارد. خلاصه آن قوم حيلهگر بر گناه خود اصرار ورزيدند و عذاب خدا بر آنان نازل شد و هلاك گرديدند. «٢»