معارف قرآن(ج2)

معارف قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢١

نيز گاهى احباط و تكفير به چشم مى‌خورد مثلًا به‌خاطر كار نيك و پسنديده او از گناهانش چشم مى‌پوشند و يا به خاطر نافرمانى‌اش، عمل خوبش را نمى‌پذيرند و يا از پاداش او مى‌كاهند و اين به‌عنوان يك اصل كلى و هميشگى نيست. آيات و روايات نيز حاكى از آن است كه بعضى از انسانها درحالى وارد صحنه محشر مى‌شوند كه در نامه عمل خود مخلوطى از عمل نيك و بد دارند «١» و گروهى از مؤمنان با اينكه به خاطر ايمانشان بهشتى هستند ولى قبل از ورود به بهشت در مراحل مختلف سكرات، قبر و قيامت عذابهايى را براى پاك شدن گناهانشان مى‌چشند. «٢» بنابراين احباط، تحابط و تكفير به‌عنوان يك قاعده كلى و فراگير باطل است ولى در مواردى وجود دارد و سيره عقلا و آيات و روايات، هم مؤيد ابطال كلى آن است و هم مؤيد اثبات جزئى و موردى آن مى‌باشد.
حيله يهود در فرار از تكاليف الهى‌ «وَسْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتى‌ كانَتْ حاضِرَةَ الْبَحْرِ اذْ يَعْدُونَ فِى السَّبْتِ اذْ تَأْتيهِمْ حيتانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَ يَوْمَ لا يَسْبِتُونَ لا تَأْتيهِمْ كَذلِكَ نَبْلُوهُمْ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ وَ اذْ قالَتْ امَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ اوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَديداً قالُوا مَعْذِرَةً الى‌ رَبِّكُمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ فَلَمَّا نَسُوا ماذُكِّرُوا بِهِ انْجَيْنَاالَّذينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ اخَذْنَا الَّذينَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئيسٍ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ ما نُهُوا عَنْهُ قُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئينَ» (اعراف، آيات ١٦٣- ١٦٦).
و از آنها درباره (سرگذشت) شهرى كه در ساحل دريا بود، سؤال كن- هنگامى‌كه آنها در روز شنبه (به فرمان خدا) تجاوز مى‌كردند، هنگامى‌كه ماهيهايشان روز شنبه- كه روز تعطيل و استراحتشان بود- آشكار مى‌شدند، امّا در غير روز شنبه سراغ آنها نمى‌آمدند، اينگونه آنها را به چيزى آزمايش كرديم كه در برابر آن نافرمانى مى‌نمودند و هنگامى‌كه گروهى از آنها (به گروه ديگر) گفتند چرا جمعى را اندرز مى‌دهيد كه سرانجام، خداوند آنها را هلاك خواهد كرد و