معارف قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٠
٣- كارهاى نيك، «انَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» «١» همانا نيكىها بديها را از بين مىبرند.
بطلان احباط و تحابط تا اينجا معلوم شد كه اجمالًا بعضى از گناهان سبب حبط و بىاثر گشتن همه يا بعضى از كارهاى خوب مىشود همچنان كه ايمان و عمل صالح نيز اثر تكفير و پوشانندگى دارد.
بعضى در اين مورد قائل به يك قاعده كلى شده و گفتهاند گناهان و كارهاى خوب بهطور كلى نسبت به هم اثر از بين بردن دارند و قانون «احباط و تحابط» بين آنها حاكم است، گرچه در تفسير اين قانون نيز با هم اختلاف دارند.
بعضى گفتهاند هر يك از سيئات و حسنات، ديگرى را از بين مىبرد و خودش جايگزين آن مىگردد و اين همان احباط است.
بعضى گفتهاند فعل بعدى با مقدار مساوى خودش از مخالف قبلى ساقط مىگردند و هر كدام باقى داشت، به آن مقدار پاداش يا كيفر تعلق مىگيرد. «٢» (بنابراين قول، تحابط است)
نتيجه هر دو نظريه اين است: فردى كه هم گناه كرده و هم كار نيك انجام داده، اگر كار نيكش بزرگتر يا متأخر باشد مانند كسى است كه فقط نيكوكار بوده و هيچ كار بدى از او سر نزده است و كسى كه كار بدش متأخر يا بزرگتر بوده مانند كسى است كه هيچ كار نيكى از او سر نزده و فقط بد كار بوده است. البته اين نظريات نه با عدل الهى سازگار است و نه با سيره عقلا. در سيره عقلا كسى كه فقط نيكى كرده با كسى كه هم نيكى كرده و هم بدى و نيكىاش متأخر يا بزرگتر از بدىاش است، مساوى نمىباشد و يكسان نگريسته نمىشود همانگونه كسى كه فقط بدكار بوده با كسى كه بدىاش متأخر يا بيشتر از نيكىاش بوده، يكسان نمىباشد.
از طرف ديگر عقلا نسبت به كسى كه هم نيكى كرده و هم بدى، نسبت به نيكىاش قدردانى و پاداش اعمال مىكنند و نسبت به بدىاش سرزنش و كيفر. البته در سيره عقلا