معارف قرآن(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٣
اگر سنتهاى الهى را بشناسيم، بهراحتى اين سؤال را پاسخ خواهيم گفت. سنت «تأثيرگذارى اعمال بر طبيعت» و «بركتزايى ايمان و مصيبتزايى كفر و ظلم» از سنن اصلى و اوّلى و عمومى حق تعالى است ولى غير از اين، سنتهاى ديگرى هم وجود دارد كه حاكم و وارد بر اين سنت هستند؛ مثلا سنت «مصيبتهاى هشدار دهنده» بدين بيان كه هرگاه در جامعه جاهلى پيامبرى براى هدايت فرستاده مىشود، حقتعالى بهصورتهاى مختلفى پيامبرش را يارى مىدهد و زمينههاى موفقيت او را ايجاد مىكند؛ از جمله اينكه قوم سركش و طغيانگر او را به بلايا و مصيبتها گرفتار مىكند تا شايد از غرور و خودسرى دست بردارند و به ذلت و عبوديت خويش پى ببرند و دعوت پيامبر را اجابت كنند:
«وَ ما ارْسَلْنا فى قَرْيَةٍ مِنْ نَبِىٍّ الَّا اخَذْنا اهْلَها بِالْبَأْساءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ» «١» در هيچ شهرى پيامبرى نفرستاديم مگر آن كه مردمش را به سختى و رنج دچار كرديم تا مگر به زارى درآيند.
سنت ابتلا و سنت استدراج نيز از سنتهاى وارد و حاكم هستند. «سنت ابتلا» براى مشخص ساختن، جدا كردن و خالص ساختن مؤمنان است بدين صورت كه خداوند بر جامعهاى كه به پيامبر او ايمان آوردهاند، بلايا و مصيبتها را مىفرستد تا مؤمنان واقعى از منافقان و سست ايمانها مشخص شوند و ممتاز گردند و علاوه بر آن مؤمنان در كوره امتحان آبديده گردند و خالص شوند. «٢» و اما «سنت استدراج» كه بعد از «سنت مصيبتهاى هشدار دهنده» بر كافران اجرا مىشود؛ وقتى بلايا و مصيبتهاى هشدار دهنده كافران طغيانگر را متنبّه نساخت و آنان بر طغيانگرى خويش اصرار ورزيدند، خداوند رحمت خويش را از آنان دريغ مىدارد و درهاى نعمت ظاهرى را بر آنان مىگشايد تا در ناز و نعمت غوطهور شوند و به آنان مهلت مىدهد تا به تدريج بر استكبارشان افزوده گردد و وقتى به دركات كفر و ظلم رسيدند، بناگاه قهر خدا بر آنان فرود خواهد آمد و بساط آنان را برخواهد چيد: