ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠ - ناگفته هاى تاريخ جنگ هاى صليبى
علل موفقيت صلاحالدين را در چه مىدانيد؟
اول، ايجاد انسجام اسلامى در جهان اسلام، اين انسجامسازى مقدماتى نياز داشت و مىبينيم كه دو سال به طول انجاميد و توانست مسلمانان و امراى مناطق مختلف را با هم متحد كند؛
دوم، برنامهريزى دقيق براى بيرون راندن صليبيان و شكست دادن آنها؛
سوم، انجام مقدمات لازم براى سركوبى و فتح قدس- در مدت دو سال و نيم- صلاحالدين مديريت فوقالعاده قوى داشت، تا حدى كه ديكتاتورى هم گفته مىشد. وى عدهاى از مشاوران را داشت، با آنها مشورت مىكرد كه هم نظامى بودند، هم حقوقى و هم فرهنگى. مشورت با كارشناسان امر و بعد انجام آن با صلابت تمام و مديريت قوى و برنامهريزى دقيق و نبوغ ذاتى كه داشت، مجموعه عواملى بود كه وى را به پيروزى مىرساند.
ما در بحث جنگهاى صليبى با «شواليههاى معبد» مواجه هستيم. اينها چه گروهى بودند و فعاليتشان چه بود؟
شواليهها، افرادى بودند كه براى شمشيرزنى و دفاع از بزرگان آموزش ديده بودند. اين بزرگان، امراى مناطق مختلف غرب اروپا بودند. اين افراد در خدمت آن امير بودند و گروه ضربت وى محسوب مىشدند و در جنگها به نفع آن امير شركت مىكردند. در مقابل، لباس، غذا و خوراكشان را آن امرا تأمين مىكردند. بعد كه وضع غرب اروپا انحطاط پيدا كرد و وضعيت رقّتبارى به وجود آمد كه جنگى هم نبود، وجود خارجى اينها در معرض خطر قرار گرفته بود. اتفاقاً انگيزه حركت كردن اين افراد همراه با بقيه سپاهيان به سمت شرق هم همين بود. آنها يك عده مزدور نظامى بودند كه در مقابل پول، حتى به مقدار كم، نزاع مىكردند، با هر كس كه مىخواست باشد مهم نبود كه آن امير داشت به رعيتش ظلم مىكرد. كما اينكه همينطور هم بود، مهم آن بود كه اينها از او پول مىگرفتند. بنابراين اين افراد مىآمدند و مظلومان را سركوب مىكردند كه بعداً به دو دسته: شواليههاى معبد و اسپيتاليه (عربى شدهHospital به معنى بيمارستان) تقسيم شدند.
اسپيتاليه گروهى بودند كه به بهانه خدمت به مردم، اماكنى شبيه درمانگاه مىساختند و مردم را معالجه مىكردند. عده ديگرى هم در معابد قديم- ظاهراً- عبادت خدا مىكردند، كه آنها هم كشيش بودند كه به شواليههاى معبد مشهور شدند. اين دو دسته، در ميان جنگجويان كينهتوز صليبى بدترين جنايتها را مرتكب مىشدند. اينها به دليل اينكه خوب سواد داشتند، هم به طور كامل با مسئله برخورد مىكردند و هم ديگران را به اين حملات تحريك مىكردند و يك كينه عجيبى از اسلام داشتند. به همين دليل هم هست كه صلاحالدين بعد از جنگ حطين كه اسراى زيادى مىگيرد- حتى تا سى هزار گفتهاند و به قيمت بخسى خريد و فروش مىشدند مىگويند، شخص اسيرى را به قيمت يك نعل اسب فروخت- مىگويد: اسرا را كنار بگذاريد، اما اسيران اين دو گروه شواليهها و اسپيتاليهها (حدود دويست نفر) كه خبيثترين، و كينهتوزترين افراد نسبت به مسلمانان بودند، زندهماندنشان صلاح نيست و بنابراين اين دو گروه را گردن مىزند ولى بقيه را با اتخاذ تدابيرى، بعداً آزاد مىكند.
ولى همين دو گروه براى اروپايىها بسيار مقدساند و حتى لقب «شواليه» بعداً به يك مدال و يك مقام تبديل مىشود؛ كما اينكه الآن در انگلستان شواليه، بالاترين مقامى است كه يك فرد مىگيرد. متأسفانه حتى قبل از انقلاب، فيلمى را به نام «آلسيت»- يكى از همين شواليهها- ساخته بودند و به طرز گستردهاى پخش مىشد و الآن هم هست، اما وقتى بررسى مىكنيم مىبينيم آلسيت شوالىهاى بود از اسپانيا، كه بدترين فجايع را در حقّ اسلام مرتكب شد. جنگ صليبى ديگرى هم داريم كه چند سال قبل از اين جنگ صليبى، در اسپانيا رخ داده بود. آنها اول مسلمانان را از اسپانيا بيرون كردند و بعد به سمت شرق آمدند. در آن فيلم به آلسيت يك حالت قداستى دادند، درحالى كه بدترين ضربات را به اسلام و مسلمانان زده بود ولى ما كمتر با آن آشنا هستيم.
در دورههاى بعد چه حضورى را از شواليهها مىبينيم؟
اينها در دورههاى بعدى در حملات مختلفى حضور داشتند و در اروپا، تبديل به دو سازمان مىشوند، كه اين سازمانها تا دويست، سيصد سال بعد از جنگهاى صليبى هم بودند و بعد منقرض مىشوند و بعد خود اروپايىها اينها را از بين مىبرند.
ما وقتى سخن بوش را در اوايل حمله به عراق مرور مىكنيم، او بر وقوع مجدد جنگهاى صليبى