ماهنامه موعود
(١)
شماره نود و يكم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
مدير كلّ ما
٢ ص
(٤)
باور مهدويت؛ آسيب ها، تكليف ها
٤ ص
(٥)
روز اميد
٤ ص
(٦)
مهدويت در باور شيعى
٤ ص
(٧)
انتظار فرج
٥ ص
(٨)
آفت ها و آسيب ها
٥ ص
(٩)
وظيفه عالمان و روشنفكران
٥ ص
(١٠)
از ميان خبرها
٦ ص
(١١)
ترور دانشمندان هسته اى و استادان عراقى توسط موساد
٦ ص
(١٢)
شهادت شيعيان پاراچنار و سكوت مرگبار جهان
٦ ص
(١٣)
اخراج هزاران شيعه عراقى از يمن
٦ ص
(١٤)
مجوز سازمان ملل به اسراييل براى تخريب مسجد الاقصى
٦ ص
(١٥)
توزيع سى دى هاى غيراخلاقى در تهران
٧ ص
(١٦)
تحميل اردن به عنوان جايگزين فلسطينيان
٧ ص
(١٧)
تحريك وهابيت به قتل شيعيان
٧ ص
(١٨)
خطر شهرك سازى بهاييان و يهوديان
٧ ص
(١٩)
زنان انتحارى؛ نسل جديدالقاعده
٧ ص
(٢٠)
ناگفته هاى تاريخ جنگ هاى صليبى
٨ ص
(٢١)
جستارهايى از تاريخ بهايى گرى در ايران
١٣ ص
(٢٢)
كانون هاى استعمارى و پيدايش بابى گرى
١٤ ص
(٢٣)
ادعاهاى دروغين
١٦ ص
(٢٤)
مدّعى مهدويت در عربستان سعودى
١٦ ص
(٢٥)
رويكرد استراتژيك به اخبار آخرالزمان
١٨ ص
(٢٦)
ترويج معناى استراتژيك انتظار در مقابل انتظار فردى
١٨ ص
(٢٧)
انتظار به مثابه يك كل
١٨ ص
(٢٨)
نيازهاى متدولوژيك و استنباطى
١٩ ص
(٢٩)
نشانه هاى پايان
٢١ ص
(٣٠)
نابودى معيارهاى اخلاقى در رژيم صهيونيستى
٢١ ص
(٣١)
آمار باردارى نوجوانان آمريكايى
٢١ ص
(٣٢)
وجود 65 هزار همجنس باز در ارتش آمريكا
٢١ ص
(٣٣)
امرار معاش از طريق فروش اعضاى بدن
٢١ ص
(٣٤)
پروفسور و شيشه مربا
٢٢ ص
(٣٥)
ويژه نامه رجعت دعا براى ظهور
٢٣ ص
(٣٦)
آشنايى با رجعت
٢٤ ص
(٣٧)
1 معناى لغوى و اصطلاحى رجعت
٢٤ ص
(٣٨)
2 جايگاه رجعت در آموزه هاى شيعى
٢٥ ص
(٣٩)
رجعت در قرآن
٢٦ ص
(٤٠)
الف) آياتى كه امكان رجعت را اثبات مى كنند
٢٦ ص
(٤١)
ب) آياتى كه بر وقوع رجعت در آخرالزمان دلالت مى كنند
٢٨ ص
(٤٢)
گفته ها و ناگفته ها درباره رجعت
٣٠ ص
(٤٣)
رجعت در روايات
٣٤ ص
(٤٤)
رجعت در دعاها و زيارت ها
٣٥ ص
(٤٥)
رجعت در آثار اسلامى
٣٧ ص
(٤٦)
طلب رجعت در ادعيه ماه مبارك رمضان
٣٨ ص
(٤٧)
1 درخواست حج و جهاد
٣٨ ص
(٤٨)
2 درخواست ظهور و پيروزى
٣٨ ص
(٤٩)
3 درخواست شهادت همراه امام (ع)
٣٨ ص
(٥٠)
4 درخواست يارى دين خدا
٣٨ ص
(٥١)
5 درخواست يارى و همراهى امام (ع)
٣٨ ص
(٥٢)
كربلايى كاظم ساروقى
٤٠ ص
(٥٣)
پيام ها و برداشت ها
٤٤ ص
(٥٤)
انتظار شهيدان
٤٧ ص
(٥٥)
بايسته هاى سلوك منتظران از منظر شيخ مناجاتيان ميرزا جواد ملكى تبريزى
٤٨ ص
(٥٦)
زندگى نامه
٤٩ ص
(٥٧)
آيين سلوك
٤٩ ص
(٥٨)
آثار و مكتوبات
٥٠ ص
(٥٩)
بايسته هاى سلوك منتظران
٥١ ص
(٦٠)
1 شب نيمه شعبان
٥١ ص
(٦١)
2 روز عيد فطر
٥١ ص
(٦٢)
3 روز عيد قربان
٥٢ ص
(٦٣)
4 سالروز ولادت پدر گرامى امام زمان (ع)
٥٢ ص
(٦٤)
5 سالروز شهادت پدر گرامى امام زمان (ع)
٥٢ ص
(٦٥)
6 اعمال ماه ذيقعده
٥٢ ص
(٦٦)
توسل به امام زمان (ع)
٥٣ ص
(٦٧)
آداب ورود به ميهمانى خدا
٥٤ ص
(٦٨)
1 نماز شكر
٥٤ ص
(٦٩)
2 توبه و استغفار
٥٤ ص
(٧٠)
3 توسل به آستان پروردگار
٥٥ ص
(٧١)
4 توسل به حضرات ائمه معصومين (ع)
٥٥ ص
(٧٢)
5 پاك كردن اموال با خمس
٥٥ ص
(٧٣)
ميهمان ماه ابوالقاسم حسينجانى
٥٦ ص
(٧٤)
انتظار تو
٥٧ ص
(٧٥)
باغبانِ اشراق
٥٧ ص
(٧٦)
پدر خاك
٥٧ ص
(٧٧)
شعر و ادب
٥٨ ص
(٧٨)
صداى سبز تو
٥٨ ص
(٧٩)
پس از شهادت
٥٨ ص
(٨٠)
اندوه نخلستان
٥٩ ص
(٨١)
غروب جمعه
٥٩ ص
(٨٢)
اى صاحب زمانه !
٥٩ ص
(٨٣)
پرسش شما، پاسخ موعود
٦٠ ص
(٨٤)
پاسخ هاى جوان شيعى به پرسش هاى وهابيان
٦٠ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - ناگفته هاى تاريخ جنگ هاى صليبى

تأكيد كرد. وقتى به لباس سربازان اسپانيايى نگاهى مى‌كنيم همان نمادهاى صليبى را مى‌بينيم. در حالى كه حدود نه قرن از آن جنگ‌ها گذشته است. به نظر شما چرا غرب مى‌خواهد نمادها و خود جنگ‌هاى صليبى را احيا بكند؟

ما بايد اول نگاه كنيم كه جنگ‌هاى صليبى چه نتايجى در برداشت. به نظر من اين جنگ‌ها نتايج بسيار پربارى براى غرب داشت: كشتار مسلمانان، ايجاد تفرقه و تشتت در جهان اسلام، غارت كردن ثروت‌هاى اسلامى، كه تماماً به بركت جنگ‌هاى صليبى بود. حالا هم دقيقاً همان شرايط در جهان فعلى وجود دارد. همان افراد كه فقط اسم و شكل و شمايلشان عوض شده، با همان انگيزه‌ها و اهداف،- يعنى غارت ثروت‌هاى اسلامى- وجود دارند. به عنوان مثال، نفت يك ثروت عظيمى است. امروز، تمام صنعت غرب بر آن استوار است. بنابراين غربى‌ها با همان لباس آمده‌اند تا به شرق نشان بدهند كه ما با همان برنامه‌ها آمده‌ايم و با همان هدف پوشالى، كه انگيزه‌مان همان است ولو به شكل ديگرى.

انگيزه صليبيان فتح بيت‌المقدس و رها كردن مسيحيان از فشار مسلمانان ولى در واقع ايجاد مستعمره در شرق بود كه شد. الآن هم انگيزه‌شان سركوب تروريسم و سركوب مخالفان است، ولى عملًا غارت كردن ثروت‌ها و ايجاد تشتت بين جهان اسلام است. اينكه همان لباس يا نمودى از آن را نشان مى‌دهد، مى‌خواهد بگويد ما همان غربى‌ها هستيم كه نهصد سال پيش آمديم و اينجا را گرفتيم و دويست سال هم مانديم. الآن هم همين هدف را دارند. اين يك جنگ روانى است كه نمود عينى‌اش همان لباس‌ها و تهديدهاى توخالى است.

وقتى بوش آن تهديدها را صادر مى‌كند، اتفاقاً پاپ هم آن را تأييد مى‌كند. يعنى من معتقدم تمام اين يك سناريو است؛ دوباره بر اساس آنچه كه نهصد سال پيش رخ داد، يك پاپ مى‌آيد حمايت دينى و عقيدتى مى‌كند؛ آن هم پاپى كه يهودى است و بعد اين حمايتى كه كرد ادعاى باطلى كرد و نتوانست آن را ثابت كند. غرب بدون ثروت شرق مفلس است. از اين طرف در شرق هم متأسفانه انسجام اسلامى نداريم كه نمونه عينى‌اش عراق و افغانستان است.

مجموعاً هر چند نهصد سال از آن جنگ‌ها گذشته، ولى مى‌بينيم انگيزه‌ها كماكان باقى است؛ غرب به شرق، چشم طمع و قصد توسعه‌طلبى دارد، ادعاها هم مهم نيست. اينكه بگوييم عراق بمب اتمى دارد حالا اگر هم نداشت، مى‌مانيم. آن موقع هم همين بود؛ مى‌گفتند آزادى قدس. شما كه آمديد راجع به قدس معامله كرديد، به يك جاى ديگر آن را فروختيد، هفتاد هزار نفر را طى يك روز كشتيد و سر بريديد، كمااينكه الآن هم همان صحنه است كه تكرار مى‌شود.

الآن هم ديوارهاى قدس را دارند تخريب مى‌كنند، كه قبلًا هم همين كار را در سال ١٩٦٧ كردند، چون مى‌گفتند معبد سليمان، زير مسجد قرار دارد و ما مى‌خواهيم آن را كشف كنيم. اينها همه نشانه‌هايى است كه به دنبال منافع مادى هستند. ضمناً من يك گزارش و مقالاتى هم دارم كه نشان مى‌دهد مسيحيان بيت‌المقدس قبل از حمله صليبيان، تحت حكومت سلاجقه و حتى فاطميان به مراتب شرايط بهترى داشتند. زمانى كه مسيحيان قدس آمدند، شرايط آنها به مراتب بدتر شد و خيلى از مسيحى‌ها به اردوگاه اسلام رفتند. اين به صراحت نشان مى‌دهد كه قصد مهاجمان، آزاد كردن مردم و آزاد كردن قدس نبود بلكه منافع خودشان بود. الآن هم كه با شعار مبارزه با تروريسم آمدند، مگر خودشان كه هستند؟ حاكم آمريكا و حاكم انگليس و حاكم آلمان و حتى فرانسه، كه مى‌شوند همان چهار امپراطورى قديم، همان پاپ با همان اندازه‌ها، و همان شرق با همان شرايط نهصد سال پيش؛ دقيقاً صحنه همان است. الآن اين نداى برخى از رهبران جهان اسلام، مانند امام خمينى، مقام معظم رهبرى يا برخى از روشنفكران شرق را مبنى بر انسجام اسلامى بايد جدى گرفت، بايد به خودمان بياييم.

آن‌وقت چنين بود كه دو تا برادر- حاكم شام و حاكم حلب- هيچ‌كدام حاضر نبود با ديگرى متحد بشود. هر يك گمان مى‌كرد كه آن غربى اگر بيايد، به نفع اوست. اما وقتى غرب آمد، هر دويشان را از بين برد. الآن هم همين است. الآن هم اگر برخى از حكام خليج‌فارس معتقد باشند كه بروند با غربى‌ها متحد بشوند، دقيقاً همان صحنه تكرار خواهد شد.

روشنفكران بزرگى مى‌طلبد كه بيايند پايه‌هاى اين انسجام را در جهان اسلام بنا كنند كه اگر اين اتفاق نيفتد، و جنگ‌هاى صليبى واقع شود، معلوم نيست اين بار چند سال به طول بينجامد. آنها مى‌خواهند براى هميشه بمانند. مى‌گويند: آمديم تا بمانيم. آمده‌اند تا به اهداف خودشان برسند، همان اهدافى كه از قديم‌الايام حكام صهيون در پى آن بوده‌اند و آمده‌اند كه‌