ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - وظيفه عالمان و روشنفكران
باشند، ظرفيت داشته باشند، در مواقعى به طور ناشناس او را زيارت مىكنند. او وجود دارد؛ يك انسان واقعى، مشخص، با نام معين، با پدر و مادر مشخص و در ميان مردم است و با آنها زندگى مىكند. اين، خصوصيتِ عقيده ما شيعيان است.
آنهايى هم كه از مذاهب ديگر اين عقيده را قبول ندارند، هيچوقت نتوانستند دليلى كه عقلپسند باشد بر رد اين فكر و اين واقعيت، اقامه كنند.
... فرزند مبارك پاكنهاد امام حسن عسكرى (ع)، تاريخ ولادتش معلوم است، مرتبطينش معلومند، معجزاتش مشخص است و خدا به او عمر طولانى داده است و مىدهد. و اين است تجسد آن آرزوى بزرگ همه امم عالم، همه قبائل، همه اديان، همه نژادها، در همه دورهها. اين، خصوصيت مذهب شيعه درباره اين مسئله مهم است.
انتظار فرج
يك نكته در باب مسئله مهدويت اين است كه شما در آثار اسلامى، در آثار شيعى مىبينيد كه از انتظار ظهور حضرت مهدى تعبير شده است به «انتظار فرج». فرج يعنى چه؟ يعنى گشايش. كِى انسان انتظار فرج دارد؟ انتظار گشايش دارد؟ وقتى يك فروبستگىاى وجود داشته باشد، وقتى گرهى هست، وقتى مشكلى هست. در زمينه وجود مشكل، انسان احتياج پيدا مىكند به فرج؛ يعنى سرانگشتِ گرهگشا؛ بازكننده عقدههاى فروبسته. اين نكته مهمى است.
معناى انتظار فرج به عنوان عبارت اخراى انتظار ظهور، اين است كه مؤمنِ به اسلام، مؤمنِ به مذهب اهلبيت (ع) وضعيتى را كه در دنياى واقعى وجود دارد، عقده و گره در زندگى بشر مىشناسد.
... انتظار يعنى قانع نشدن، قبول نكردن وضع موجودِ زندگى انسان و تلاش براى رسيدن به وضع مطلوب، كه مسلّم است اين وضع مطلوب با دست قدرتمند ولى خدا، حضرت حجتبنالحسن، مهدى صاحب زمان (ع) تحقق پيدا خواهد كرد. بايد خود را به عنوان يك سرباز، به عنوان انسانى كه حاضر است براى آنچنان شرائطى مجاهدت كند، آماده كنيم.
انتظار فرج معنايش اين نيست كه انسان بنشيند، دست به هيچ كارى نزند، هيچ اصلاحى را وجهه همت خود نكند، صرفاً دل خوش كند به اينكه ما منتظر امام زمان (ع) هستيم. اينكه انتظار نيست. انتظارِ چيست؟ انتظارِ دست قاهرِ قدرتمندِ الهى ملكوتى است كه بايد بيايد و با كمك همين انسانها سيطره ظلم را از بين ببرد و حق را غالب كند و عدل را در زندگى مردم حاكم كند و پرچم توحيد را بلند كند؛ انسانها را بنده واقعى خدا بكند. بايد براى اين كار آماده بود. تشكيل نظام جمهورى اسلامى يكى از مقدمات اين حركت عظيم تاريخى است. هر اقدامى در جهت استقرار عدالت، يك قدم به سمت آن هدف والاست. انتظار معنايش اين است. انتظار حركت است؛ انتظار سكون نيست؛ انتظار رها كردن و نشستن براى اينكه كار به خودى خود صورت بگيرد، نيست. انتظار حركت است. انتظار آمادگى است. اين آمادگى را بايد در وجود خودمان، در محيط پيرامون خودمان حفظ كنيم.
آفتها و آسيبها
البته مثل همه حقايقى كه در برهههاى مختلفى از زمان ملعبه دست سودجويان مىشود، اين حقيقت هم گاهى ملعبه دست سودجويان مىشود. اين كسانى كه ادعاهاى خلاف واقع مىكنند- ادعاى رؤيت، ادعاى تشرف، حتّى به صورت كاملًا خرافى، ادعاى اقتداى به آن حضرت در نماز- كه حقيقتاً ادعاهاى شرمآورى است، اينها همان پيرايههاى باطلى است كه اين حقيقت روشن را در چشم و دل انسانهاى پاكنهاد ممكن است مشوب كند. نبايد گذاشت. همه آحاد مردم توجه داشته باشند اين ادعاهاى اتصال و ارتباط و تشرف به حضرت و دستور گرفتن از آن بزرگوار، هيچ كدام قابل تصديق نيست. بزرگان ما، برجستگان ما، انسانهاى باارزشى كه يك لحظه عمر آنها ارزش دارد به روزها و ماهها و سالهاى عمر امثال ما، چنين ادعاهايى نكردند. ممكن است يك انسان سعادتمندى، چشمش، دلش اين ظرفيت را پيدا كند كه به نور آن جمال مبارك روشن شود، اما يك چنين كسانى اهل ادعا نيستند؛ اهل گفتن نيستند؛ اهل دكاندارى نيستند. اين كسانى كه دكاندارى ميكنند به اين وسيله، انسان مىتواند به طور قطع و يقين بگويد اينها دروغگو هستند؛ مفترى هستند. اين عقيده روشن و تابناك را بايستى از اين آفت اعتقادى دور نگه داشت.
وظيفه عالمان و روشنفكران
... اين عقايد را بايستى اولًا درست فهميد، ثانياً آنها را با تدبر و تأمل عمق بخشيد، ثالثاً آنها را بهدرستى منتقل كرد. در همه مجموعههاى فرهنگى اينجور است. در آموزش و پرورش، يك معلم، يك مدير آموزشى يا پرورشى به بهترين وجهى مىتواند از اين فرصت طلايى عمر نوجوان ما كه در اختيار اوست، استفاده كند. عقايد دينى را نه فقط در زنگ تعليمات دينى، بلكه مىشود آن را در همه فرصتهاى تعليم، با هوشيارى، با دقت، با سنجيدگى، در عمق ذهن و جان متعلم جايگزين كرد، تا او فرصت پيدا كند آن را در دل و مغز خود رشد بدهد.
... اين را، هم جوانان ما- جوانان فرزانه ما، دانشجويان ما، طلاب فاضل ما- هم مجموعههايى كه متصدى آموزشند، متصدى تبليغند، متصدى پرورش افكار و اذهان هستند، بايد توجه كنند. نشان دادن آن حقيقتى كه در اختيار مذهب اماميه و پيروان اهلبيت (ع) هست به مخاطب، مساوق[١] با قبول مخاطب و همراه با تصديق و پذيرش مخاطب است. حقيقت را بايد نشان داد. بايد سعى كنيم پيرايهها، خرافهها، ادعاهاى دروغين، كجفهمىها، بدفهمىها دخالت نكند. البته نقش علماى دين، مبلغان برجسته، روشنفكران در اين زمينه نقش برجستهاى است.
پىنوشتها:
برگرفته از: پايگاه اينترنتىKhamenei .ir
[١]. مساوق: منطبق، برابر.