ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - نيازهاى متدولوژيك و استنباطى
شدن اين معنا به مثال ذيل توجه نمايند:
دو نفر را تصور كنيد كه يكى منتظر «مهمانى محبوب» باشد و يكى منتظر «حكم دادگاه خويش». در هر دو نفر ميزانى از خوف، رجا، فعاليت و ... وجود دارد اما با هندسه متفاوت. لذا سيماى انتظار آن متفاوت است. در نفر اول درصد اميد چندين برابر درصد خوف است (ولو احتمال حادثه ديدن محبوبش وجود دارد) او بسيار فعال است؛ روزش از ساعتهاى ابتدايى صبح شروع شده، كارها را با دقت بيشتر انجام مىدهد حتى اعاده و تكرار دارد (مثلًا چند بار غبارگيرى مىكند) اما در نفر دوم، درصد خوف بسيار بالاتر از اميد است (ولو احتمال تبرئه شدن هم مىدهد) او منفعل است. كار يوميهاش را هم انجام نمىدهد و دستش به كار نمىرود. سرد و بىنشاط است (برعكس اولى).
مىبينيد متعلق انتظار كاملًا در انتظار فرد تأثير مىنهد. قرآن به كفّار از زبان پيامبر مؤمنان مىگويد: «انتظروا فإنّى معكم من المنتظرين؛[١] پس انتظار كشيد كه من نيز همراه شما از انتظار كشندگانم» هر دو منتظر باشند هم مؤمن هم كافر. اما تلقّى و رويكرد هر دسته از قيامت انتظار آنها را شكلى خاص مىدهد. مؤمنان غير از باور، آن را نزديك مىبينند و با شناخت خاص از صفات جمال و جلال الهى به نوعى خاص خود را مهيا كرده، با امور آخرتى مواجهه مىنمايند. اما كافران يا آن را باور ندارند يا مظنون و دور دست مىپندارند. پس آن را جدى نگرفته، سيماى انتظار در آنها نوع ديگرى است. انتظار انعكاس فرداست در ظرف امروز، آنقدر كه ظرفيتش را دارد. انتظار همهاش آمادگى است؛ آمادگى براى مواجهه با فرداى شناخته شده. لذا منتظر آن قدر متأثر از منتظَر است كه تو گويى بوم نقاشى آن و آينه انعكاس آن است. اگر اين انتظار از فرج و ظهور شايع شود، شناخت مختصات ظهور نقش جدى در شكلگيرى و ريختيابى انتظار- اين پر فضيلتترين عبادت غيبت- پيدا مىكند. از واضحترين مشخصه ظهور مثال بياوريم: عدل و ظلم. اگر باور كنيم بن بست نهايى زندگى بشر بن بست ظلم است- نه حمله فضايىها يا هجوم شهاب سنگها و ... آن گونه كه كمپانىهاى هاليوود تصوير مىكنند- اين باور نوعى خاص از انتظار در ما شكل مىدهد و نسبت به مصاديق عدل و ظلم در عرصه فردى، اجتماعى و بينالمللى رويكرد تازهاى مىيابيم. كارى نمىكنيم كه خودمان يا عمل متصل يا منفصلمان جزئى از بنبست آخرالزمان باشد يا به علت درك غلط از بنبست يا عدم درك مصاديق آن به شعب و مراتب بنبست نهايى پيوسته و دلبسته باشيم و بخشى از سنگرهاى ضدّيت با منجى عالم در انگيزه و انگيزش ما خانه داشته باشد. آمادگى عمومى براى جهان پر از ظلم مبهمتر از آمادگى براى بازگشت عصر يخ بندان يا گودزيلاها و ... نيست گرچه غريبتر است. يك توجه ضرورى فرهنگى در اينجا لازم است. نقش فيلمهاى علمى- تخيلىاى كه ساخت فرداهاى موهوم و غير واقعى را در دستور خود دارند، در جهت دادن به ذهنيت جوامع، حتى جهت دهى به تحقيقات، اختراعات و تخصيص بودجهها و ... را چقدر مىدانيد؟
قبل از صرف هزينه درباره تحقيقات زندگى در مريخ و ساخت تكنولوژى لازم براى آن يا اخذ استراتژى مناسب عليه مسلمانان و آمادگى براى جنگ تمدنها يا هر فرداى ديگر بايد ذهنيت عمومى جامعه فراهم شود و اين كا را رسانهها انجام مىدهند. وقتى اين فرداها با توليدات متكثر به همه لايههاى ذهن و عمل مخاطبان نفوذ كرد، در جامعه انتظارى خاص شكل مىگيرد يعنى براى آن مواجهه باور شده، گارد لازم بسته مىشود، نيروهاى انسانى آرايش لازم را مىگيرند كه چند درصد صرف كدام رشته علمى و عملى شود؟ سياستمداران طرح و لايحه مناسب را آماده مىكنند و دهها اتفاق ديگر. اما اى عجب كه رسانهها و مراكز فرهنگى ما نيز پا جاى آنها نهاده و كاملًا مصرفكننده همان توليداتند. درباره آماده كردن ذهنيت شيعيان براى فرداى ظهور و در نتيجه شكلگيرى انتظار مناسب براى مواجهه با آن فرداى مقدس، كارى در خور انجام نمىگيرد. واقعيت اين است كه از آنچه درباره مفهوم انتظار و نحوه شكلگيرى آن گفتيم، اين نتيجه گرفته مىشود كه با ارائه تصويرى روشن از فرداى پيشرو خود درصد بالايى از اين راه طى مىشود و لااقل در آحاد جامعه، انتظار ريخت مناسب خود را مىگيرد. براى نمونه اگر اين خبر را قبول كرديم كه فتنه دجّال بيشتر زنان و جوانان را مفتون مىكند، پرسشهايى طرح مىشود: شعاع اين فتنه تا كجاست؟ آيا تمام جهان يا مناطقى از ايران؟ سنخ اين فتنه چيست؟ و در چه حوزهاى مىباشد؟ و ...
پاسخ به اين پرسشها در روايات يافته مىشود كه جمعبندى آن نماى روشن از اين فتنه مىدهد آيا با يافتن اين نماى روشن، زنان و جوانان شيعه و منتظرى كه در آرزوى لقاى صاحب خويشاند خود را متناسب با آن تجهيز نمىكنند؟ و آيا چنين آمادگىاى- چنان كه گذشت- از بار فتنه او نمىكاهد و مراحل ظهور تا پر شدن زمين از عدل را تسريع نمىدهد؟ اين مثالى كوچك درباره ريخت دادن انتظار در آحاد شيعيان بود. اما بحث از اينكه فردا چه انتظار و استراتژىاى را براى حاكميتها پديد مىآورد، پس از بررسى متد كشف استراتژىها پيگيرى مىكنيم.
نيازهاى متدولوژيك و استنباطى
نگاه استراتژيك به آخرالزمان و خلق استراتژىهاى كارآمد پيرامون ظهور غير از بستر فرهنگى نيازهاى استنباطى و متدولوژيك هم دارد كه در چند مرحله به توضيح آنها مىپردازيم.
١. تنظيم چارچوب كلامى- تفسيرى در مقام گردآورى:
گام اول، گردآورى روايات آخرالزمان است. ولى كدام روايات مربوط به آخرالزمانند؟ نشانه و علامت آنها چيست؟ آيا هر چه در ابواب «الملاحم و الفتن» جمع شده مربوط به