ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - ٢ جايگاه رجعت در آموزه هاى شيعى
٢. جايگاه رجعت در آموزههاى شيعى
همه دانشوران بزرگ شيعه، اعتقاد به رجعت را از ويژگىهاى پيروان امامان معصوم (ع) بر شمرده و پيروى از مذهب تشيع و اعتقاد به رجعت را ملازم يكديگر دانستهاند. علامه مجلسى (ره) بيش از پنجاه تن از عالمان شيعه را نام مىبرد كه اصل رجعت را پذيرفته و روايات مربوط به آن را در كتابهاى خود آوردهاند.[١]
ايشان در اين باره مىنويسد:
[اعتقاد به] رجعت در تمام دورهها مورد اجماع شيعه و مانند خورشيدى كه در ميانه روز مىدرخشد، در ميان آنها مشهور بوده است. تا آنجا كه اين موضوع را در اشعار خود مىآوردند و به اين موضوع در برابر مخالفان خود در همه مناطق استدلال مىكردند. مخالفان شيعه نيز همواره به خاطر اين موضوع بر آنها خرده مىگرفتند.[٢] در اينجا براى روشنتر شدن موضوع به عبارتهاى چند تن از بزرگان علماى شيعه به عنوان نمونه اشاره مىكنيم. شيخ صدوق در كتاب اعتقادات در اين زمينه مىنويسد: «عقيده ما درباره رجعت اين است كه آن حق است [و قطعاً به وقوع مىپيوندد] ...» ايشان پس از بيان شواهد قرآنى متعددى درباره رجعت، مىنويسد:
رجعت در امتهاى پيشين هم وجود داشته است. پيامبر اسلام- درود و سلام خدا بر او باد- فرمود: «همه آنچه در امتهاى پيشين رخداده است بىهيچ كم و كاست و با كمترين تفاوت در اين امت هم رخ مىدهد ...» بنا بر اين اصل، در اين امت هم رجعت رخ خواهد داد.[٣]
شيخ مفيد (ره) نيز در پاسخ پرسشى درباره رجعت مىنويسد:
اين موضوع [اعتقادى] از ويژگىهاى خاندان محمد (ص) است و قرآن نيز بر آن گواهى مىدهد.[٤]
شيخ طوسى (ره) پس از بيان موضوع رجعت مىنويسد:
روايات متواتر و آيات [قرآن] بر اين موضوع دلالت دارند و خداوند تعالى مىفرمايد: «و آن روزى كه از هر امتى گروهى را محشور مىگردانيم»[٥] پس اعتقاد به رجعت واجب است.[٦]
سيد مرتضى (ره) در پاسخ كسانى كه درباره حقيقت رجعت از ايشان پرسيده بودند، پس از بيان مفهوم رجعت درباره دلايل و مستندات آن مىگويد: راه اثبات آن، اجماع اماميه بر وقوع اين رويداد است. آنها در اين زمينه هيچ اختلافى ندارند.[٧]
سرانجام شيخ حر عاملى در كتاب خود، اجماع طائفه اماميه را يكى از دوازده دليل درستى رجعت دانسته است و در بيان يكى از مؤيدات اين اجماع مىنويسد: يكى ديگر از امورى كه دلالت بر اين اجماع مىكند فزونى نويسندگانى است كه روايات مربوط به رجعت را در كتابهاى مستقل يا غيرمستقل گرد آوردهاند ... كه تعداد آنها از هفتاد كتاب تجاوز مىكند، كتابهايى كه علماى بزرگ اماميه؛ همچون ثقةالاسلام كلينى، رئيس محدثان ابن بابويه، رئيس طائفه [اماميه] ابوجعفر طوسى، سيد مرتضى، نجاشى، كشى، عياشى، على بن ابراهيم، سليم هلالى، شيخ مفيد، كراجكى، نعمانى و ... آنها را تأليف كردهاند.[٨]
با توجه به عبارتهاى يادشده قاطعانه مىتوان گفت موضوع رجعت از ديدگاه عالمان بزرگ شيعه، امرى مسلّم و قطعى بوده و در همه ادوار تاريخ شيعه، بر اعتقاد به رجعت به عنوان يكى آموزههاى ترديدناپذير مكتب اهل بيت (ع) تأكيد شده است.[٩]
پىنوشتها:
[١]. در علم صرف مصدر انواع مختلفى دارد كه يكى از آنها مصدر «مرّه» است كه براى بيان وقوع يك بار فعل به كار مىرود. در زبان عربى وقتى گفته مىشود «جلست جلسة» يعنى يكبار نشستم.
[٢]. ر. ك: ابن منظور، لسانالعرب، ج ٨، ص ١١٤؛ سعيد خورى شرتونى، أقرب الموارد، ج ١، صص ٣٩١ و ٣٩٢.
[٣]. ر. ك: محمد رضا ضميرى، رجعت، ص ١٢.
[٤]. محمد بن محمد بن نعمان (شيخ مفيد)، اوائل المقالات فى المذاهب و المختارات، مندرج در مجموعه مصنفات الشيخ المفيد، چاپ اول، قم، المؤتر العالمى لألفية الشيخ المفيد، ١٤١٣ ه. ق، ج ٤، صص ٧٨ و ٧٩.
[٥]. ر. ك: سيد مرتضى علم الهدى، جوابات المسائل الرازيه، مندرج در مجموعه رسائل الشريف المرتضى، قم، دارالقرآن الكريم، ج ١، ص ١٢٥؛ بحارالانوار، ج ٥٣، ص ١٣٨؛ محمد بن حسن حر عاملى، الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة، تصحيح: سيدهاشم رسولى محلاتى، ترجمه: احمد جنتى، قم، مطبعة العلمية، بىتا، صص ٢٩ و ٣٠ ٢٣٥ و ٢٣٦؛ محمدرضا مظفر، عقايد الإماميه، ترجمه: علىرضا مسجد جامعى، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، ١٣٨٠، ص ٢٩٤.
[٦]. ر. ك: بحارالأنوار، ج ٥٣، صص ١٤٤- ١٢٢.
[٧]. همان، ص ١٢٢.
[٨]. محمد بن على بن حسين (شيخ صدوق)، الإعتقادات، مندرج در مجموعه مصنفات الشيخ المفيد، ج ٥، صص ٦٢- ٦٠.
[٩]. محمد بن محمد بن نعمان (شيخ مفيد)، المسائل السروية، مندرج در مجموعه مصنفات الشيخ المفيد، ج ٧، ص ٣٢.
[١٠]. سوره نمل (٢٧) آيه ٨٣.
[١١]. محمد بن حسن طوسى (شيخ طوسى)، رسالة العقايد الجعفرية، قم، مؤسسة النشر الاسلامى، ص ٢٥٠.
[١٢]. سيد مرتضى علم الهدى، جوابات المسائل الرازية، مندرج در مجموعه رسائل الشريف المرتضى، ج ١، ص ١٢٥.
[١٣]. الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة، ص ٤٥.
[١٤]. براى مطالعه بيشتر در زمينه سير اعتقاد به رجعت از دوران پيدايش تا عصر غيبت كبرا. ر. ك: محمدرضا ضميرى، رجعت، صص ٤٢- ٣١.