ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢
گفته مىشود كه شيعه معتقد است: ائمه در پهلوى مادرانشان هستند و از ران راست متولد مىشوند؟![١]
نخستين دروغ در اين پرسش آن است كه مىگويد: «شيعه معتقد است ...» در حالى كه اين جزو اعتقادات شيعه نيست. تنها در كتابى چنين خبرى وارد شده و در كتاب اثبات الوصية مسعودى، در صفحهاى كه او نشانى داده، جز اين جمله چيزى نيست: «ولادت امام رضا (ع) به سان ولادت نياكانش بود و رشد و پرورش او نيز مانند آنها بود». و مقصود از اين جمله آن است كه او در محيطى پاك، روحانى و نورانى پرورش يافت؛ چنانكه پدران بزرگوار او نيز در چنين محيطى رشد يافتند.
فرض كنيم چنين جملهاى در آن كتاب هست، ولى هر چه كه در كتابها آمده، عقيده شيعه نيست. عقيده شيعه بر كتاب خدا، سنت قطعى پيامبر و روايات متواتر از ائمه استوار است، نه يك روايت ناشناخته.
گرد آورنده اين پرسش، ما را با مبانى خود- يعنى وهابيت- مقايسه مىكند. پايهگذاران مذاهب او كسانى هستند كه خبر واحد را در عقايد حجت مىدانند، در حالى كه شيعه به شدت آن را نفى مىكند.
از امام صادق (ع) نقل مىكنند: هر كس نام مهدى را ببرد كافر است و از امام عسكرى (ع) نقل مىكنند كه او به مادر حضرت مهدى گفت: به همين زودى فرزندى مىيابى و نام او را «م- ح- م- د» مىگذارى؟!
بنا به روايت دوم، حضرت عسكرى (ع) مادر آن حضرت را از نام فرزندش آگاه ساخته بود، ولى اين، يك جريان خصوصى بود. البته از زمان امام صادق (ع) به بعد، از بُردن نام آن حضرت جلوگيرى مىشد. امام عسكرى (ع) فرمود: «اگر نام او را ببريد، رازش را آشكار ساختهايد و اگر راز او را آشكار كنيد، او را نشان دادهايد و اگر ديگران از جاى او آگاه شوند، بر او دست مىيابند».[٢]
بنابراين اگر امام صادق (ع) مىفرمايد: «كسى جز كافران نام او را نمىبرد»، مقصود از اين حديث آن است كه هر كس نام او را در اين شرايط حساس- كه خلافت عباسى به دنبال او هستند- ببرد مىخواهد از اين طريق به او صدمهاى برساند.
بنابراين، دو روايت ياد شده منافاتى با هم ندارند. اصولًا آگاهى پدر و مادر از نام، با نهى ديگران از بردن نام، هيچ تعارضى ندارد.
روايات مختلفى درباره نام مادر، زمان تولد و سنّ حضرت مهدى در هنگام ظهور، محلّ آن حضرت، مدت غيبت و مدت حكومتش وجود دارد. كدام يك از آنها صحيح است؟
مسئله حضرت مهدى (ع) و اينكه در برههاى از زمان، فردى از خاندان پيامبر (ص)، از نسل حسين (ع) ظهور خواهد نمود و جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد، از مسلّمات عقايد اسلامى است. خوشبختانه محدثان اهل سنت كتابهاى ارزندهاى درباره حضرت مهدى به نگارش در آوردهاند و در اين سالهاى واپسين، در عربستان سعودى كتابى با نام بين يدى الساعةمنتشر شده و حقّ مطلب را ادا كرده است.
از نظر شيعه و نيز از نظر بيش از چهل تن از علماى بزرگ اهل سنت، مهدى فرزند امام عسكرى (ع) ديده به جهان گشوده و مدتى در دامان آن حضرت پرورش يافته و پس از رحلت آن حضرت (ع)، در غيبت به سر برده است.
خصوصيات زندگى آن حضرت، كه جنبه اعتقادى ندارد، چندان مهم نيست و اينكه نام مادرش نرجس باشد يا ريحانه يا سوسن، در اين اعتقاد تزلزلى ايجاد نمىكند و همچنين بقيه پرسشها كه مطرح شده است.
آنچه قطعى است اينكه حضرت در همين جهان زندگى مىكند. جايگاه خاصى ندارد و اگر هم باشد، زندگى او در آنجا پيوسته نيست و اگر در برخى از ادعيه آمده است: «كاش مىدانستم كجا هستى؟ در كدام زمينى يا در كدام ... آيا در رضوى هستى يا در ذىطوى يا غير آن؟» همه اينها نوعى اظهار علاقه به آن حضرت است، نه اينكه حضرتش در اين نقاط به سر ببرد.
شگفت اينجاست كه گرد آورنده پرسشها، دعاى ندبه را تحريف كرده، چيزهايى هم بر آن افزوده است؛ مانند پس از جمله «أبرضوى أو غيرها أم ذى طوى» چند نقطه گذارده و اين جملهها را آورده است: «ام فى اليمن بوادى شمروخ أم فى الجزيرة الخضراء ...!» بايد بر اين تحريف آفرين گفت.
پس اصل عقيده، كه مورد اتفاق تمام فرق و مذاهب و علماى شيعه است، مطلبى است و فروع و شاخهها كه جنبه اعتقادى ندارد، مطلب ديگر. بايد موضوع نخست را از موضوع دوم جدا ساخت.
عين مطلب در معراج پيامبر وجود دارد. اصل معراج مسلّم است و بخشى از روايات آن متواتر، اما قسمتهاى ديگر آن، كه به صورت اخبار آحاد نقل شده، ارتباطى به عقيده ندارند و نمىتوان به خاطر مشكلات آنها در اصل معراج ترديد كرد.
شيعيان مىگويند: امامان ما معصوماند و مهدى آخرين آنهاست، كه زنده و حاضر است، وجود امام از جانب خداوند براى رفع اختلاف است. با اين وضع، در ميان آنها همچنان اختلاف وجود دارد و نيز مىگويند ٣٠٠ نفر با مهدى در ارتباط هستند و از طرفى مدعىاند كه هر كس ادعا كند امام را ديده است، دروغگو است. اينها چگونه قابل جمعاند؟!
اين تنها امام معصوم نيست كه وجودش رافع اختلاف و مايه وحدت است، بلكه پيامبران نيز داراى چنين ويژگى هستند، تا آنجا كه حضرت مسيح، يكى از علل برانگيخته شدن خود را اين مىداند كه در مسائل مورد اختلاف بنىاسرائيل داورى