ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - مدّعى مهدويت در عربستان سعودى
ادعاهاى دروغين
مجتبى السادة
مترجم: سيد شاهپور حسينى
اما حقيقت اين بود كه آن تابوتها چيزى جز اسلحه و فشنگ نبود. اندكى پس از نماز صبح، جهيمان و دامادش در برابر نمازگزاران حاضر در مسجدالحرام برخاستند و خبر ظهور مهدى موعود [دروغين] و گريختن او از دست دشمنان خداوند و پناه بردن او به مسجدالحرام را دادند.
مدّعى مهدويت در عربستان سعودى
«المهدى القحطانى»؛ محمد بن عبدالله قحطانى، در روز اول محرّم سال ١٤٠٠ قمرى، برابر با نوامبر ١٩٧٩ م. خروج كرد و به همراه جهيمان- متّحد وى- مسجدالحرام را به اشغال درآوردند.
جهيمان بن محمد بن سيف العتيبى، مدت ١٨ سال به عنوان كارمند در گارد ملى عربستان سعودى خدمت مىكرد. او در دانشگاه اسلامى مكه مكرمه در رشته معارف دينى تحصيل كرده بود و پس از آن به دانشگاه اسلامى مدينه منوره رفت. جهيمان در مدينه با «محمد بن عبدالله القحطانى»، كه از شاگردان «عبدالعزيز بن باز»- مفتى بزرگ عربستان- بود ديدار كرد.
اندكى بعد روابط ميان آندو بسيار عميق و صميمى شد؛ به ويژه كه آنها در بسيارى از ديدگاهها و ايدئولوژىهاى تندروانه بسيار نزديك به هم بودند. آن دو، حكومت و حتى افراد جامعه را نيز تكفير مىكردند و بسيار خشك مغز بودند. همين امر نيز باعث انزواى آنها از جامعه و رد كردن مظاهر مدنيت و شهرنشينى از قبيل راديو، تلويزيون و نشريات شد.
محمد القحطانى با خواهر جهيمان العتيبى ازدواج كرد و همين باعث نزديكى بيشتر آنها به هم گرديد. جهيمان و دامادش مخفيانه شروع به گسترش افكار و عقايد تندروانه خود در سطحى محدود در برخى مساجد كوچك مدينه منوره كردند. اين افكار و عقايد مورد قبول برخى قرار گرفت و بازتاب مثبتى در ميان آنها داشت. گروهى كه جهيمان آن را بنيانگذارى كرده بود، كم كم گسترش يافت تا اينكه شمار اعضاى آنها به هزاران نفر رسيد.
جهيمان و گروهش از هيچ تلاشى براى مخالفت و دشمنى با مقامات حاكم و مسئولان فروگذار نكردند زيرا از ديدگاه آنان، نظام حاكم بر اساس دين خداوند، حكم نمىكرد و اين امر در نامههايى كه خود او يا برخى از پيروانش به رشته نگارش در آوردهاند بسيار روشن است. در اين نامهها تفكرات و ديدگاههاى اين گروه در مورد حكومت و خلافت بيان شده است.
پيروان جهيمان اعتقاد دارند كه جامعه، بايد مظاهر تمدن جديد و شهرنشينى را رها و به دور از آن زندگى كند، زيرا فساد و رذايل اخلاقى در جامعه گسترش يافته و جامعه از راه مستقيم و راه درست دور شده است. اين از يك سو و از سوى ديگر، آنها بر اين عقيدهاند كه مسلمانان نبايد به حكومتهايى كه بر اساس دين خداوند حكم نكرده و نواهى خداوند را نهى نمىكنند، وابستگى داشته باشند يا آن را تأييد كنند.
ادعاى مهدويت: مسلمانان اهل سنّت، بر اين باورند كه هر صد سال يك بار، يك تجديد كننده دين مىآيد. اهل سنّت همچنين اعتقاد به آمدن مهدىموعود و منتظَر دارند و او را از خاندان پيامبر (ص) دانسته و مىگويند نام او آنگونه كه در روايتها آمده، محمد است و بر اين عقيدهاند، كه مهدى از مسجدالحرام خروج مىكند و از دست دشمنان خداوند به آنجا مىگريزد.
در اواخر سال ١٣٩٩ ق. قحطانى به جهيمان گفت كه او در خواب ديده است كه مهدى منتظر موعود است! و شبه جزيره عربستان و تمام جهان را از چنگال ستمگران آزاد مىكند.
در اين زمان، كم كم با نزديك شدن قرن هجرى جديد، اجزاى معادله در ذهن و فكر جهيمان و دامادش محمد بن عبدالله در حال شكل گرفتن بود. اين معادله تنها بيت الله الحرام را كم داشت تا اين موعود مدّعى (!) به آن پناه ببرد و البته اين بخش نيز بعدها تكميل شد.
اشغال مسجدالحرام: با دميدن پگاه اول محرم سال ١٤٠٠ ق. جهيمان به همراه گروه تابع خود وارد مسجد الحرام شدند تا نماز صبح را برگزار نمايند. آنها ظاهراً در آن حال جنازههايى را با خود حمل مىكردند. و با آن صحنهسازىها، نگهبانان مسجدالحرام را كه گمان مىكردند