ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - ناگفته هاى تاريخ جنگ هاى صليبى
حالا كه صحبت از صلاح الدين ايوبى پيش آمد، لطفاً بفرماييد صلاحالدين كه بود و چگونه به قدرت رسيد؟
صلاحالدين در حالى كه پدر و مادرش در سفر بودند، به دنيا مىآيد. در واقع، پدرش در مسير سقوط حركت مىكند. ايشان در قرن ششم هجرى سال ٥٣٢ متولد شد. و سال ٥٨٩ از دنيا رفت. اوج كارش فتح قدس و فتح «حطين» است. ايشان از نظر نژادى كُرد، و از نظر مذهبى سنّى است. به نحوى مىتوانيم بگوييم اهل «موصل» است. خانوادهاش در موصل عراق- محلى معروف به جزيره ابن عمر- بودند. پدرش مدتى در حكومت بود. جدّ ايشان از سلسله ايوبيان معروف بود. خانواده صلاح الدين، در منطقه شبهجزيره حكومتى تشكيل دادند كه بعداً به شام و مصر گسترش يافت. خودش يكى از سردارهاى «محمود زنگى» بود، و همراه او به عنوان يكى از سرداران به مصر مىرود و در مصر، بعد از سه، چهار حمله، در سال ٥٦٧ دولت شيعى فاطميان مصر را منقرض مىكند. انقراض اين دولت شيعى، به دست صلاحالدين ايوبى سنى متعصب رخ مىدهد. از آن موقع وى حكومت مصر را به دست مىگيرد. در ابتدا نماينده زنگى است و بعد از مرگ وى در سال ٥٦٩ استقلال پيدا مىكند. وى بعد از آن حملهاى به شام مىكند و آنجا را در اختيار مىگيرد، ده سال بعد حملهاى به موصل مىكند، موصل را مىگيرد و كلًا امپراطور جهان اسلام مىشود. صلاح الدين بسيار قدرتمند بود و از خليفه هم تبعيت مىكرد. در واقع براى مشروعيت بخشيدن به حكومتش از خلفاى سنى عباسى بغداد هم حمايت مىكند و مرتب برايشان هدايا و پول مىفرستد.
صلاحالدين بعد از اينكه عملًا جهان اسلام را متحد كرد، حركتش را به سمت فتح قدس شروع مىكند. وى از سال ٥٨١ برنامه بلندمدتى را براى متحد ساختن مسلمانان مناطق مختلف طراحى، و بعد به سمت حطّين- كه محلى نزديك فلسطين امروزى است- حركت مىكند، سپس در كنار درياچه طبريه شكست فاحشى به صيلبيان مىدهد. اين شكست چنان قوى بود كه بعداً هم نتوانستند مناطق مختلفشان را پس بگيرند. وى به سرعت همه جا را مىگيرد و بعد از سه ماه قدس را فتح مىكند. بعد از فتح قدس در ميان فرزندانش اختلافاتى ايجاد شد. مقدارى از امپراطورىاش را بين فاميلها و فرزندانش تقسيم كرد كه همين هم باعث مقدارى تشتّت شد و حتى يمن را هم گرفت. و بعد از مرگش در سال ٥٨٩- در حالى كه جوان بود- به عنوان فاتح قدس و شكست دهنده صليبيان در حطّين نام نيكى از خودش به جا مىگذارد.
رويكرد و عملكرد اصلى صلاحالدين را چگونه توصيف مىكنيد؟
شكى در اين نيست كه او يك سنى متعصب و مخالف تشيع بود و سقوط دولت فاطميان به دست وى نمود عينى آن است. به عنوان يك فاتح و سردار نظامى مسلمانان مىگويند كه سردار فوقالعاده مهمى است؛ از نظر تاكتيكهاى جنگى عالى كار كرده، در همه جنگهايش به خصوص در اوج جنگ حطين. حتى الآن هم بسيارى از بزرگان علوم نظامى معتقدند كه او حطين را به بهترين وجه اداره كرده است. نه اينكه بگويم تعداد سپاهيانش بيشتر بود يا كمتر؟ بلكه جنگ حطين، معروف است به جنگ آب.
او يك نبوع نظامى عجيبى داشت كه مىبينيم صليبيان در يك محلّ پر آب و مستحكم و خوش آب و هوايى به نام «صافوريه» موضع گرفته بودند، ولى او با لطايفالحيلى آنها را تحريك مىكند كه از مواضعشان حركت كنند و به يك صحراى باز بى آب و علف، بيايند. آنجا اينها را مىزند و حتى علفهاى خشك را آتش مىزنند و چون مىديدند باد به سمت آنها مىرود، دود را هم اضافه مىكند، آب هم كه نداشتند، بنابراين از يك فكر عالى نظامى برخوردار بود.
به عنوان يك مسلمان- جداى از مسئله مذهب- براى ايجاد اتحاد ميان مسلمانان سعى خود را كرد و تا حدّ زيادى هم موفق شد. در مصر- كه از نظر مذاهب هم با هم متفاوتند- شام و جزيره، طيفهاى مختلف را زير يك بيرق به نام اسلام با هم متحد كرد. كه همين هم در حطين و بعد هم در جنگهاى ديگر زمينه پيروزى شد. علاوه بر جنبه نظامى، از نظر حكومتى هم كارش عالى بود. قضّاتى دارد كه چند نفر از مورخان بزرگ ما از جمله «ابن شدّاد» قاضى اويند (قاضى عسكر) و مورخ هم هستند. كتاب سيره صلاحالدين را همين ابن شداد نوشته است. مىبينيم كه وى توانسته است از افراد درست در جاى درست استفاده كند، حكومتها را به نحو شايسته تقسيم مىكند، و فقط آن را به سبب نسبت فاميلى به اشخاص واگذار نمىكند. اين هم كار مهمى است كه وى انجام مىدهد. روى هم رفته حكومت وى، كه حدود بيست سال به طول انجاميد (٥٦٩- ٥٨٩) نقطه اوجى در تاريخ اسلام، و به خصوص در تاريخ شام است كه حاكم آنجا بود. غربىها هم براى ديدگاه وى احترام عجيبى قائلاند. البته به دليل اينكه شكستدهندهشان هم هست. ولى به علّت مسائل انسانى به عنوان يك انسان بسيار وارسته به او نگاه مىكنند.