ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - انگيزه تأليف
همين كتاب- وسائل الشيعة- اين اثر شامل اكثريت احاديث كتابهاى احكام است كه به عقيده آگاهان فن، جامعترين و مرتّبترين كتاب در احاديث احكام مىباشد و حتّى از وافى و بحارالانوار نيز بهتر است زيرا وافى تنها به احاديث فقهى كتابهاى چهارگانه اكتفا كرده و بحارالانوار، بسيارى از احاديث غير فقهى را نيز آورده است. علّامه عاملى به هنگام اتمام اين اثر سترگ، در سال ١٠٨٨ ق. گفته كه، «بيست سال از عمر خود را صرف گردآورى اين كتاب كرده است» چاپ انتقادى و علمى اين كتاب به همّت و تصحيح مرحوم آيتالله عبدالرحيم ربّانى شيرازى در بيست مجلّد در سال ١٤٠٣ ق. در تهران انجام يافته است.[١]
بعدها مرحوم محدث نورى كتاب بزرگ و شاهكار خود مستدرك الوسائل را در استدراك اين اثر- كه از عصر مؤلّف، مدار و محور استنباط احكام فقهى بوده- فراهم آورد.
لازم به يادآورى است كه شيخ با اينكه در فقه مسلك اخباريان را داشته، در عين حال مورد كمال احترام و تجليل و تقدير علماى بزرگ اصول واقع شده و بلندى مقام فقاهت او را تأييد كردهاند. خود او نيز روشى معتدل داشته و در نوشتههايش نسبت به علماى اصولى و اخبارى تجليل نموده و هرگز سخن تند و انتقاد گزندهاى در حقّ كسى ادا نكرده است.
«شيخ محمّد» معروف به شيخ حرّ عاملى سرانجام در بيست و يكم ماه رمضان مقارن با سالروز شهادت مولاى متّقيان على (ع) به سال ١١٠٤ ق. در سن ٧١ سالگى وفات يافت و پس از نماز برادرش- احمد- بر او، در ايوان شمالى صحن عتيق، پشت ايوان مدرسه ميرزا جعفر در حرم مطهر حضرت على بن موسى الرضا (ع)
به خاك سپرده شد. مرقد او امروزه داراى ضريح، و زيارتگاه شيفتگان علم و فضيلت است.[٢]
اثبات الهداة
اثبات در لغت به معنى ثابت كردن و پا بر جاى گردانيدن است. در اصطلاح اهل منطق، اثبات در دو معنى به كار مىرود: ١. اثبات در برابر ابطال كه مراد از آن در اين معنى آن است كه با به كار گرفتن شيوههاى منطقى و با اقامه دليل و برهان، درستى نظر و عقيدهاى را معلوم و مسلّم سازند. ٢. اثبات در برابر نفى، كه مراد از اثبات در اين معنى، ايجاب است.[٣]
اثبات الهداة كه نام كامل آن اثبات الهداة بالنّصوص و المعجزات مىباشد به معنى اثبات امامت و ولايت حضرات معصومين (ع) از طريق روايتهاى وارده و معجزات صادره از آنان است.
شيخ اين كتاب را در اثبات امامت امامان دوازدهگانه شيعه، از راه روايتهاى صريح پيامبر اكرم (ص) درباره ايشان و نصّ هر امام بر امام بعدى و از راه گزارش معجزات انجام يافته بر دست هر كدام از ايشان نگاشته است. در اهميّت و اعتبار و جلالت اين كتاب همين بس كه علّامه عاملى در آن بيش از بيست هزار حديث را با نزديك به هفتاد هزار سند از يكصد و چهل و دو كتاب بلا واسطه از علماى اماميّه و بيست و چهار كتاب از علماى اهل تسنن را ذكر كرده است.
او همچنين از پنجاه كتاب شيعى، دويست و بيست و سه كتاب سنّى، به واسطه كتابهاى پيش گفته، نقل قول كرده و افزون بر اين از كتابهاى ديگرى سخن آورده كه بيرون از اين شمار است.
به راستى كه كتابى با اين همه منابع و مآخذ در يك موضوع اگر بىنظير نباشد، كم نظير است. اين كتاب از گوهرهاى گرانبها و ناشناختهاى بود كه تا چند دهه پيش، نه اينكه به چاپ نرسيده، بلكه نسخ آن در حال نابودى و فراموشى بود كه براى اولين بار به همّت و تصحيح و مقابله حضرت استاد سيّد هاشم رسولى محلّاتى- حفظهالله- احيا گرديده و به قلم دو تن از دانشمندان و دانشآموختگان علوم آل محمّد؛ فقيه فرزانه حضرت آيتالله جنّتى و حضرت استاد محمّد نصراللّهى ترجمه و به صورت متن و ترجمه در ٧ جلد، توسط دارالكتب الاسلاميّه منتشر گرديد.
انگيزه تأليف
شيخ حرّ عاملى در مقدمه كتاب آورده: «من در كتابى كه در اين باب كافى باشد و آنچه را كه عقلا به گردآورىاش علاقمند باشند، دست نيافتم. ديدم اين مطالب در وادى پراكندگى پنهان مانده و اگر كسى بخواهد بر آنها آگاهى يابد، نيازمند صرف وقت زيادى است، لذا به اين كار دست يازيدم ...»[٤]
شيخ در ادامه مىنويسد: «اگر چه روىهم رفته كتابهايى كه در اين باب تأليف شده شك و ترديد را از ميان مىبرد اما چون هر كدام از آنها به تنهايى بر بسيارى از اخبار دست نيافتهاند، لذا اشخاصى كه بضاعت علمى اندكى دارند در اثبات تواتر اخبار درمانده، بسيارى از مردم ميل به منازعه و مجادله پيدا كرده و ادّعا مىكنند اخبارى كه در باب نصوص، روايت شده به حدّ تواتر نيست بلكه اخبار آحاد است.
در اين هنگام تأليف اين كتاب لازم شد تا شبهه و ترديد را برطرف نموده و در اثبات نصوص و معجزات امامان (ع) كافى و كامل باشد.
من روايات را از دو طريق (شيعه و سنّى) جمع نموده و اخبار متواتر را به نقل از دو فرقه آوردهام اما با اين حال ادّعايى ندارم كه اخبار و احاديث تنها همينها هستند و من تمام آنها را ذكر كردهام، چون احاديث در اين موضوع از حساب و شمار بيرون است، شايد آنچه را كه در اين باب ذكر نكردهام، از آنچه گرد آوردهام افزونتر باشد، زيرا مقدار كمى از كتابها به ما رسيده و بيشتر كتابهاى اين موضوع نابود شده است. [به هر حال] آنچه را كه من جمع كرده، بلكه نيم آن و حتى يك دهم آن براى طالبان هدايت و بصيرت، كافى مىباشد، زيرا من به اندازهاى از نصوص و معجزات در اين كتاب بيان كردهام كه شمارشگران را، توان شمارش و دشمنان و بدخواهان را قدرت رد كردنش نيست.»[٥]
اين كتاب در ٣٥ باب تدوين شده كه شيخ در سال ١٠٩٦ ق. از نگارش آن فراغت يافته است.
در دائرةالمعارف تشيّع در معرفى اين كتاب آورده شده: «كتابى است كلامى به زبان عربى ...»[٦] با توضيحات آورده شده، روشن گرديد كه اين كتاب كلامى نيست، بلكه روايى مىباشد و اساساً شيخ، شخصيتى متكلّم نبوده، بلكه «محدّث» است.
البته اين بدان معنا نيست كه مرحوم شيخ حرّ عاملى تنها به نقل اخبار و احاديث اكتفا كرده و از خود هيچ اظهار نظرى نكرده است. تورّقِ گُذراى اين موسوعه، روشن مىسازد كه شيخ در ذيل بسيارى از احاديث به شرح و جرح، و توضيح و تفسير آنها پرداخته و نكات مهمى را يادآور شده كه در فهم آن روايات كارگشا و روشنگر است. اما آنچه كه به مقصود ما مربوط است، آنكه جلد ٧ و