ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - منطق صنعتى
منطق صنعتى
جرى ماندر[١]
اشاره:
«تكنيك» چيزى جز تجلّى خودآگاهى صنعتى در بشر نيست و گسترش علوم و فنون جديد، به نوعى تعميقدهنده اين نوع تجلّى است، كه در آن جسم و روح ما با نظام ماشينى، همگام و همراه مىشود و شرايطى كه هيچ پيشينهاى در زندگى بشر و طبيعت ندارد، براى ما شكل مىگيرد. در چنين نظامى است كه همه چيز در سايه تكنولوژى توجيه مىشود و ارزشهاى گوناگون به حاشيه رانده مىشوند.
«ژاك الول»، فيلسوف فقيد فرانسوى بر اين اعتقاد است كه در يك جامعه تكنولوژيكى، همه اشكال و فعاليتهاى بشرى- خواه رفتار شخصى يا فعاليتهاى اقتصادى سازماندهى شده- همه و همه به نحوى اساسى با منطق حاكم و نظام ماشين سازگارى مىيابند. بشر حتّى از سازگار شدن هم فراتر مىرود و جريانهاى سياسى، اجتماعى و اقتصادى با ماشين پيوند مىخورند و به بخش پيوسته و لاينفكّ آن تبديل مىشوند.
الول از واژه «تكنيك» به مثابه شيوهاى كه دربرگيرنده ادغام بشر با اشكال صنعتى و مكانيكى و تجلى خودآگاهى صنعتى در بشر است، بهره برد. اين شيوه نه تنها در اشكال خارجى نظام صنعتى مشهود است بلكه در روند تحوّل بشر دوشادوش ماشين قابل درك است. به عنوان مثال، هنگامى كه با ماشين رانندگى مىكنيم، به نحوى با ماشين و جاده تلفيق مىشويم و نهايتاً به چيزى «شبيه ماشين» تبديل مىشويم. هنگامى كه تلويزيون تماشا مىكنيم، واقعاً در تصاوير آن غرق مىشويم و آنها را در ذهن خود ذخيره مىكنيم و نهايتاً به بخشى از خودآگاهى ما تبديل مىشود و در اينجاست كه مىتوان گفت، با تصاويرى كه حامل آن هستيم، ادغام مىشويم. وقتى