ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - ٦ تبليغات ضدّ مهدوى دشمنان امام (ع)
در چراغانى و پخش نقل و نبات و شادباشىهاى جشن نيمه شعبان آن هم فقط سالى يك شب و يك روز سراغ نگيرند، بلكه فرهنگ مهدوى و آرمانهاى بلند آن، مثل عدالت مهدوى، عقلانيت مهدوى، و اخلاق و ادب و سلوك مهدوى در عمق كالبد حيات فردى و اجتماعى و همه ساحتهاى نظرى و عملى زندگى شيعيان، ظهور و نمود عينى داشته باشد. ايشان بايد امام زمان (ع) را نه به عنوان شخصيتى كه بر روى بام جهان و بر شانههاى تاريخ ايستاده است كه دست ما گناهكاران براى هميشه از دامان او كوتاه است، بلكه به عنوان باب و دروازه رحمت و معرفت الهى به مردم معرفى نمايند كه هر كس بايد از اين باب و اين در ورودى به درگاه الهى وارد شود. امام (ع) همان حقيقت هميشه زندهاى است كه جمال حق در سيماى ملكوتى صاحبالزمانى او متجلّى است و لذا طالب ديدارش، طالب وجهالله و بقيةالله است، چنانكه در زيارت آلياسين منسوب به حضرتش مىخوانيم:
سلام بر تو اى دعوتگر خلق به خدا، اى فراخوان بشريت به سوى خداوند و اى مظهر همه آيات الهى،
سلام بر تو اى ورودى درگاه خدا كه هر كس بخواهد به محضر خدا برود، از طريق او بايد برود؛ اى حاكم و حافظ دين خدا، و سلام بر تو اى نماينده و بازوى خدا در سرزمين و ياريگر حق و حقيقت.
بنابر اين بر خواصّ شيعه است كه با تلاشهاى عالمانه و عاشقانه خود، زمينههاى جهل و نادانى در بين شيعيان نسبت به حقيقت آرمانهاى متعالى امام (ع) و اهداف الهى نهضت جهانى آن حضرت را برطرف سازند تا انشاءالله زمينههاى غربت و ناخشنودى امام زمان (ع) از ناحيه كج فهمىها و كج انديشىهاى دوستان و شيعيانشان برطرف گردد. زيرا تا زمانى كه شيعيان، ارزش حقيقى امام خود را نشناسند، چگونه مىتوانند به تكاليف خود نسبت به آن حضرت درست عمل نموده و خود را براى ظهور آن حضرت آماده كنند؟ شايد يكى از وجوه تشبيه غيبت حضرت مهدى (ع) به غيبت حضرت يوسف (ع) در روايات، اين موضوع باشد كه قرآن نقل مىكند زمانى كه حضرت يعقوب (ع)، بوى پيراهن يوسف (ع) را شنيد؛ فرمود:
إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ.[١]
اگر سفيه تصور نمىكنيد، من بوى يوسف را مىشنوم!
اين كلام حضرت يعقوب (ع) به خوبى نشان مىدهد كه سفيهان نمىتوانند بوى يوسف زهرا (ع) را بشنوند. در اكثر كتب معتبر روايى شيعه، مثل بحارالانوار، كمالالدين شيخ صدوق و احتجاج شيخ طبرسى نقل گرديده است كه حضرت مهدى (عج) مىفرمايند:
نادانان و كمخردان شيعه و كسانى كه بال پشه از ديندارى آنان محكمتر است، ما را مىآزارند.[٢]
«يعنى اين احمقهايى كه متأسفانه گاهى بين طرفداران و شيعيان ما يافت مىشود، شكنجهگران ما هستند، ما را اذيّت مىكنند و استحكام دين اين جاهلان قشرى به اندازه بال پشه است يعنى عقل كوچك اينان، ظرفيت پيام بزرگ ما را ندارد. آنان گمان مىكنند كه ما را دوست مىدارند، اما راه ديگرى مىروند و حواسشان نيست، عقل كوچك آنان كه چند انگشتانه بيشتر ظرفيت ندارد، كجا ظرفيت پيام ما را خواهد داشت؟ معنى اين روايت مىدانيد چيست؟ اين است كه حضرت مهدى (ع) مىگويند كه ما براى قيام جهانى، روى شعور انسانى حساب كردهايم، روى عقل بشر و عقل اصحاب خود حساب كردهايم و جريانهاى كم شعور و سطحى حتّى اگر دوست باشند، كار دشمن ما را با ما مىكنند و ما را عذاب مىدهند و بر سر راه سنگ مىاندازند، لذا من روى بال پشه حساب مىكنم، امّا روى ايمان آدمهاى احمق حساب نمىكنم.[٣]
٦. تبليغات ضدّ مهدوى دشمنان امام (ع)
آخرين وجهى كه براى غربت يا ناخشنودى امام زمان (ع) مىتوان برشمرد، تبليغات ضدّ مهدوى توسّط دشمنان اسلام است. اين دشمنى امر جديد و بىسابقهاى نيست و در طول ١١ قرنى كه از غيبت كبراى امام (ع) مىگذرد همواره وجود داشته، چه به صورت جعل حديث در زمان حكومتهاى جابر اموى و عباسى و چه در عصر ما كه فرقههاى وابسته به استعمار مثل وهابيّت و بهائيت با اتكا به ابزار رسانهاى و تكنولوژى برتر ماهوارهاى و اينترنتى، اقدام به پخش وسيع اكاذيب و توليد و تكثير محصولات فرهنگى با سوژه ضدّ مهدوى نموده و همچنين شاهد راهاندازى صدها سايت و پايگاه اينترنتى از سوى مسيحيان توراتى يا تلمودى (مسيحيان صهيونيست) و فعاليتهاى شديد تبليغى گروههاى تبشيرى و ايوانجليست در قلب مناطق اسلامى و به خصوص خاورميانه هستيم. بدون ترديد مقابله با اين هجوم گسترده اسرائيلى و آمريكائى و مزدوران بنىاسرائيل به گنجينه مهدويّت، تلاش وافر و مددكارى خواص يعنى متفكران و انديشمندان جهان اسلام، و به خصوص شيعيان را در معرفى درست و شايسته فرهنگ والاى مهدويت و آرمانهاى امام عصر (ع) با بهرهگيرى كامل از ابزار، تكنولوژى و فنآورى مدرن امروز مىطلبد. هر چند كفار و مشركان هر اندازه هم توطئه و دسيسه نمايند، سودى نخواهد داشت. به فرموده قرآن كريم:
كافران مىخواهند نور خدا را به گفتار باطل و طعن مسخره با دهانهايشان خاموش كنند و البته خدا نور خود را كامل خواهد كرد، هر چند كافران خوش ندارند.
از مجموع مطالبى كه در خصوص غربت حضرت بقيةالله اعظم (عج) برشمرديم، روشن مىشود كه ريشه اصلى غربت امام (ع) غالباً به عدم شناخت راستين شيعيان از آن حضرت بر مىگردد. لذا براى رفع عوامل غربت امام زمان (ع)، بيش از هر امرى به تحصيل معرفت صحيح و درست و به تعبير خود ايشان در توقيع شريفى كه به شيخ مفيد- اعلىالله مقامه- فرمودند به «شناختى راستين و صادقانه» از امام (ع) نيازمند هستيم. زيرا تا اين شناخت تحصيل نگردد، چگونه مىتوانيم انتظار داشته باشيم امام (ع) ما را به عنوان شيعه خود بپذيرد و