ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - سلام بر بهار آفريده ها
سلام بر بهار آفريده ها
محمود مطهرى نيا
در آغازين ايام روى كار آمدن عباسيان كه چندان بر امور مسلط نشده بودند آزادى اندكى براى ائمه (ع) و شيعيان به وجود آمد. امام صادق (ع) از اين آزادى حداكثر بهره بردارى را نمودند تا جايى كه گاه از ايشان با عناوينى نظير مجدّد و مؤسّس شيعه ياد مىشود.
به مرور ايام از حدود اين آزادى- به ويژه براى امامان (ع)- كاسته شد. خلفاى عباسى، اهل بيت (ع) را رقيب خويش در حكومت مىدانستند؛ به علاوه آنان يقين داشتند مردى از نسل ايشان روزى حكومت ظالمان و جائران را نابود مىنمايد و بىترديد خود را مصداق بارز و مسلم ظالم و جائر مىديدند تمام تلاش خود را براى محدوديت و در موارد امكان، حذف ايشان به كار مىبردند. بر همين اساس اسارت طولانى مدت امام هفتم (ع) و يا حتى ولايتعهدى امام رضا (ع) تحليل مىشود. با نگاهى سريع و اجمالى به خوبى مىتوان سير نزولى سنّ شهادت ائمه (ع) و همچنين امامت ايشان را در دوره عباسى مشاهده كرد.
آخرين امامان ما (ع) در شرايطى با فاصلهاى نه چندان زياد از يكديگر شهيد مىشدند كه تمام عمر خويش را به اجبار در منطقه نظاميان عباسى ساكن بودند. بارها و بارها علاوه بر نظارتهاى مستمر، به بهانههاى مختلف به منزل ايشان هجوم برده مىشد و همه چيز و همه كس را تفتيش مىكردند. اين ماجرا تا آنجا پيش رفته بود كه اين خلفا در حالت مستى براى سرگرمى و عيش خويش دستور احضار ائمه (ع) را بر سر سفره ناپاك خود صادر مىكردند و ... به علاوه آنكه در جاهايى مىبينيم كه خادم، كنيز، پزشك و يا حتى همسران امامان (ع) از اطرافيان و نفوذيان عباسيان بودند. متأسفانه بايد اذعان كنيم در تمام اين مدت هرگز شيعيان نتوانستند لياقت خود را براى درك حضور ائمه (ع) به اثبات برسانند و همواره، در نهايت انظلام و ستم پذيرى با انواع حكام جور به راحتى كنار آمده، مىزيستند. اين كوتاهى شيعيان، مشكل تمام ائمه (ع) از اولين تا آخرين ايشان بوده است و تنها از يك مسئله نشأت مىگيرد كه عبارت از فقدان يا كمبود معرفت لازم نسبت به مقام و جايگاه امامت است.
در تاريخ مىتوان مواردى را يافت كه اقداماتى از ناحيه شيعيان انجام شده است. گاه مواردى در منابع تاريخى نقل شده كه عدهاى خودسرانه جمعيتى را با خود همراه نموده و سرنوشت مرگ يا زندان را براى خويش رقم زدهاند. جالب اينجاست كه نام بعضى از شيعيان را مىتوان در منابع تاريخى يافت كه به ائمه (ع) اعتراض كردهاند چرا قيام نمىكنيد؛ شما كه اين همه شيعه و پيرو داريد! در بسيارى از اين موارد گاه به طور مستقيم و گاه با زبان كنايه، داستان و تمثيل، ائمه (ع) به مخاطبان خويش فهماندهاند كه شما نه نسبت به شرايط دوره خود اطلاع داريد و نه نسبت به ما معرفت.
جمع شدن ظلم و ستم نامحدود حكومت با قدرناشناسى شيعيان باعث شد كه امامان معصوم (ع) يكى پس از ديگرى به شهادت برسند. همين امر موجب شد ضرورت و زمينه براى غيبت آخرين امام (ع) فراهم شود. در مشيت الهى بنا نبود بيش از دوازده امام رهبرى پس از پيامبر خاتم (ص) را بر عهده گيرند. براى حفظ جان او يا بايد اين امام در موعد مقرر به دنيا آمده و پس از چند سال ظاهر مىشد همان گونه كه باور پيروان برخى از اديان و مذاهب چنين است و يا اينكه زنده بماند ولى در پرده غيبت.
امام معصوم واسطه خلق و خالق است و تمام نعمتهاى الهى از طريق ايشان به مخلوقات در سراسر گيتى مىرسد. اگر تنها لحظهاى و نه بيش از آن عالم از حضور امام و حجت خدا بىبهره باشد زمين و هستى هرآنچه را در درون خود دارد مىبلعد و هستى به نيستى مبدل مىشود. بر اين اساس و با توجه به اين مبانى نمىتوان ديدگاه ولادت در آخرالزمان را ممكن داسنت و پذيرفت. به عبارت ديگر تنها راه ممكن براى باقى ماندن حجت الهى از طريق معمولى غيبت بود. حجت غايب، آخرين حجت بود و بايد تا آن وقت زنده مىماند كه شيعيان در كنار ديگر مردم جهان به اين باور برسند كه بىحضور او نمىتوان حتى از نعمتهاى دنيا بهرهمند شد و لذت برد. طول عمر امام نتيجه اين ماجرا بود. طول عمرى كه تا كنون قريب به ١١٧٤ سال را در برگرفته و معلوم نيست تا كى ادامه يابد.
ائمه (ع) نيز بر اساس اطلاعى كه از عالم غيب دارند و هم با استناد به بيانات و پيشگويىهايى همه معصومان پيش از خود تا پيامبر (ع) به يقين مىدانستند كه ماجراى غيبت اتفاق خواهد افتاد و شدت اين غيبت از ديدگان و انظار به حدى خواهد بود كه حتى پيروانشان اجازه نخواهند داشت نام امام خويش را بر زبان بياورند و در محافل از او ياد كنند. اگر ايشان شيعيان خود را براى قبول اين مسئله مهيا نمىساختند بسيار طبيعى بود كه ديده تنگ دنيايى آنان را به اين سمت سوق دهد كه «چون نمىبينم پس نيست» و «پيشينيان او بودهاند چون ما ايشان يا آنهايى كه آنان را ديدهاند ديدهايم». براى پيشگيرى از اين بحران در باورها دو دسته اقدامات در آخرين سالهاى حضور امامان (ع) در ميان مردم انجام شد: زمينهسازى عملى و نظرى براى غيبت.
امامان آخرين (ع) ديدارهاى عمومى خود را بسيار محدود نموده و در بسيارى اوقات تنها با وجود واسطهها (وكلا) و يا از پس پرده با شيعيان خود ارتباط برقرار مىكردند (زمينه سازى عملى). در كنار آن نيز روايات متعددى را براى تبيين سابقه، مفهوم، انواع، علل و ابعاد آن بيان مىنمودند (زمينه سازى نظرى).
همان طور كه ماههاى ابتدايى پس از شهادت امام يازدهم (ع) به وضوح نشان داد، اكتفا كردن به زمينهسازى پاسخگوى نياز آن مقطع بحرانى نبود.
هرچند نهم ربيع الاول يادآور روز شكوهمند آغاز امامت امام عصر (ع) است اما آنان كه كمى از حوادث و ماجراهاى آن ايام را لابهلاى برگههاى تاريخ ديده باشند مىدانند كه شيعيان با يكى از بحرانىترين مقاطع خود مواجه شدند. شيعيان اثنى عشرى كه ديگر پس از امام رضا (ع)، انشعاب و فرقه جديدى را تجربه نكرده بودند به ناگاه به پانزده، يا به نقل برخى بيست دسته منشعب شدند.
آنانكه به روايات معصومان دوازدهگانه (ع) باور واقعى داشتند، مىدانستند كه پس از شهادت امام يازدهم (ع) فرزند او با چه نام و نشانى به امامت مىرسد ولى تعداد اينان