ماهنامه موعود
(١)
شماره هشتاد و پنجم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
از ماست كه بر ماست
٢ ص
(٤)
از ميان خبرها
٤ ص
(٥)
فروش علنى سى دى هاى تكفير شيعه در زاهدان
٤ ص
(٦)
موضوع جديد سينماى غرب
٤ ص
(٧)
تشويق زنان صهيونيست به زاد و ولد
٤ ص
(٨)
اهانت به قبله اول مسلمين
٤ ص
(٩)
تعيين وقت شهور امام عصر (ع) كذب و دروغ است
٥ ص
(١٠)
آيت الله سيستانى بايد جلوى مدعيان دروغين مهدويت گرفته شود
٥ ص
(١١)
گشايش دفتر روزنامه اسرائيلى در عربستان همزمان با سفر بوش
٥ ص
(١٢)
مفتى قدس خواستار كمك فورى جهانيان به اهالى غزه شد
٥ ص
(١٣)
افشاى رؤيا آمريكا براى سال هاى آينده
٥ ص
(١٤)
ميراث فرهنگى مسلمانان از سوى رژيم اشغالگر اسرائيل چپاول مى شود
٥ ص
(١٥)
سلام بر بهار آفريده ها
٦ ص
(١٦)
ندبه حديث دلدادگى
٨ ص
(١٧)
خواندنيهاى تاريخ
١٢ ص
(١٨)
به جهالت رحمت را بر باد ندهيم
١٢ ص
(١٩)
عيادت امام رضا (ع) از مريض
١٢ ص
(٢٠)
يهود و مسئله قتل عبدالله؛ پدر پيامبر (ص)
١٣ ص
(٢١)
حاملان گنيجنه علم ربانى
١٤ ص
(٢٢)
الف) منابع علم ازلى امامان
١٥ ص
(٢٣)
1 منابع آسمانى
١٥ ص
(٢٤)
2 منابع غيبى
١٦ ص
(٢٥)
امام سجاد و پيرمرد شامى
١٧ ص
(٢٦)
آثار انتظار
١٨ ص
(٢٧)
حاج رضوان
٢١ ص
(٢٨)
غربت امام مهدى (ع)
٢٢ ص
(٢٩)
3 شكستن عهد الهى و ارتكاب گناهان
٢٢ ص
(٣٠)
4 نگرش غيرواقعى به آرمان مهدويت
٢٣ ص
(٣١)
5 نبودن ياران مجاهد
٢٣ ص
(٣٢)
6 تبليغات ضدّ مهدوى دشمنان امام (ع)
٢٤ ص
(٣٣)
بايسته هاى برنامه سازى در حوزه مهدويت
٢٦ ص
(٣٤)
1 تعميق و ارتقاى معرفت و ايمان روشن بينانه
٢٦ ص
(٣٥)
2 توجه به وجوه سه گانه فرهنگ مهدويت
٢٧ ص
(٣٦)
3 شبهه زايى از افكار و انديشه ها
٢٧ ص
(٣٧)
4 طرح مطالب درست و متقن
٢٨ ص
(٣٨)
5 استفاده نكردن از متن هاى بى محتوا يا كم محتوا
٢٨ ص
(٣٩)
6 نوآورى در قالب و محتوا
٢٨ ص
(٤٠)
7 سرلوحه قرار دادن انديشه امام خمينى (ره) در باب انتظار
٢٩ ص
(٤١)
8 توجه ويژه به كودكان و نوجوانان
٢٩ ص
(٤٢)
9 آسيب شناسى و آسيب زدايى مستمر
٢٩ ص
(٤٣)
10 ارائه تصويرى زيبا و دوست داشتنى از قيام جهانى امام عصر (ع)
٣٠ ص
(٤٤)
ميهمان ماه
٣١ ص
(٤٥)
تجربه عشق
٣١ ص
(٤٦)
در حضرت خورشيد
٣١ ص
(٤٧)
جمعه ها
٣٢ ص
(٤٨)
دستاخيز
٣٢ ص
(٤٩)
چلچراغ باور
٣٢ ص
(٥٠)
لحظه ويرانى
٣٣ ص
(٥١)
مسافر فردا
٣٣ ص
(٥٢)
ظهور
٣٣ ص
(٥٣)
وحى و پيامبرى با طعم هاليودى
٣٤ ص
(٥٤)
در جست وجوى ريشه ها
٣٥ ص
(٥٥)
وحى و پيامبرى در فيلم هاى مسيحى
٣٦ ص
(٥٦)
مسيحيت در نظر بونوئل
٣٦ ص
(٥٧)
نگاهى به فيلم «آخرين وسوسه مسيح»
٣٦ ص
(٥٨)
مصائب مسيح در قرن بيست و يكم
٣٧ ص
(٥٩)
ساير آثار مسيحى
٣٨ ص
(٦٠)
«رمز داوينچى»، تبليغات گمراه كننده براى فروش بيشتر
٣٩ ص
(٦١)
آمريكا از زبان يك آمريكايى
٤١ ص
(٦٢)
دولت جهانى
٤١ ص
(٦٣)
بزرگ ترين انحصار مالى
٤٢ ص
(٦٤)
تحميق مردم
٤٢ ص
(٦٥)
ديدگاه هاى هنرى فورد
٤٣ ص
(٦٦)
كنترل رسانه ها
٤٣ ص
(٦٧)
والت ديسنى
٤٤ ص
(٦٨)
پدر بمب اتم
٤٥ ص
(٦٩)
آموزه هايى از تلمود
٤٥ ص
(٧٠)
رعيت امام زمان (ع)
٤٦ ص
(٧١)
منطق صنعتى
٤٧ ص
(٧٢)
طلب معارف
٥٠ ص
(٧٣)
نفس مطمئن
٥١ ص
(٧٤)
مقام اطمينان
٥١ ص
(٧٥)
اطمينان نفس
٥٢ ص
(٧٦)
اضطراب در تكيه به اسباب
٥٢ ص
(٧٧)
كفر حقيقى، تكيه به مال و اولاد
٥٢ ص
(٧٨)
خودكشى در اثر اضطراب نفس
٥٢ ص
(٧٩)
طلب اطمينان بر مزار ولى خدا
٥٣ ص
(٨٠)
اعتماد به خزانه مولا
٥٣ ص
(٨١)
پرورش دهنده فقط خدا
٥٣ ص
(٨٢)
اگر فردا زنده باشم رزقش مى رسد
٥٣ ص
(٨٣)
مؤمن موحد در قعر چاه گرفتار شد
٥٣ ص
(٨٤)
ترس و اندوه از اولياى خدا دور است
٥٤ ص
(٨٥)
حسين (ع) و زينب (س) نمونه هاى كامل اطمينان
٥٤ ص
(٨٦)
شيعيان چون كوه استوار
٥٤ ص
(٨٧)
حكايت ديدار
٥٥ ص
(٨٨)
پيام ها و برداشت ها
٥٦ ص
(٨٩)
اشك هاى امام زمان (ع)
٥٩ ص
(٩٠)
معرفى ميراث مكتوب مهدوى
٦٠ ص
(٩١)
اثبات الهداة
٦١ ص
(٩٢)
انگيزه تأليف
٦١ ص
(٩٣)
عمرى دراز خواهى كرد
٦٢ ص
(٩٤)
ان شاءالله فرج نزديك است
٦٢ ص
(٩٥)
اينك وقت معجزه خواستن نيست
٦٢ ص
(٩٦)
بيست و شش سال ديگر زنده مى مانى!
٦٣ ص
(٩٧)
شيعيان مرا از كمى ياور مترسان!
٦٣ ص
(٩٨)
خوش نويس بودن از شرايط امامت نيست
٦٣ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - خودكشى در اثر اضطراب نفس

خداوندا، نفس مرا به تقدير خودت مطمئن گردان.» زيارت شريف امين‌الله با اينكه كوتاه است ولى به راستى زيارتى جامع و از معتبرترين زيارات است.

يك نفر از اهل ايمان سؤال مى‌كرد، چطور است كه زيارت امين‌الله با اينكه صفحه‌اى بيشتر نيست، اما از همه زيارت‌ها با فضيلت‌تر است.

بنده در پاسخش عرض كردم، هر چند اين زيارت از نظر كميت، اندك است، اما كيفيت را ملاحظه كنيد. در اين زيارت شريف، اگر زائر طالب اين مقامات باشد، همه گونه نعمت معنوى در آن درخواست مى‌شود.

اگر كسى امام معصوم (ع) را با صفت «امين‌الله» بشناسد، او را بس است؛ يعنى از روى اعتقاد و يقين خطاب به امام بگويد: تو خزينه‌دار خدا هستى، آنچه به هر كس مى‌رسد به واسطه تو مى‌رسد، و اين معنى را باور داشته باشد.

«گواهى مى‌دهم كه تو در راه خدا جهاد كردى، آن گونه كه سزاوار بود. به كتاب خدا عمل كردى، به سنت رسول خدا رفتار نمودى». غرضم اهميت زيارت از نظر كيفيت است، اگر با حضور قلب؛ عقايد حقيقتى را اظهار نمايد، اين چند سطر معادل چند صفحه زيارت است.

اطمينان نفس‌

نخستين حاجت در زيارت امين‌الله، درخواست نفس مطمئن است:

خدايا نفس مرا به تقديرات خودت مطمئن گردان.

يعنى، اعلى درجه را مطالبه مى‌كند. اين مقام سلمان و ابوذر است تا آنكه به تدريج، مقامش برسد به اتصال به نفس كلى الهى، يعنى محمد و آل او (ع).

«نفس» در اين آيه، نظير جان و روح انسان است كه بدن، مَركَب او است. همان حقيقت انسانيت كه پيكر وسيله اجراى دستوراتش مى‌باشد. همانى كه به آن اشاره مى‌كنى: «من» و مى‌گويى: من رفتم، من كردم، اشاره به ذات و حقيقت است. «مطمئنه» هم از اطمينان است، به معنى قرار و سكون، و ضد اضطراب و تزلزل است. انسان در اضطراب است تا وقتى كه به اطمينان برسد؛ اما اضطراب در چه چيز؟

اضطراب در تكيه به اسباب‌

آدمى تا خدا را نشناخته، به مقام يقين نرسيده است. در هر مقام و مرتبه‌اى كه باشد، دلش نسبت به اسباب مضطرب است. بار زندگى را بر دوش خودش مى‌بيند، مثلًا مى‌بينيد كه چگونه بعضى از جوان‌ها درس مى‌خوانند، زحمت مى‌كشند تا نمره بيشترى بگيرند؛ ورقه‌اى به نام ديپلم يا دكترا بگيرند، چون مى‌بيند اگر اين ورقه را بگيرد در اداره‌اى استخدام مى‌شود و حقوقى دريافت مى‌نمايد، مرتباً در اضطراب است مبادا نمره لازم را نياورد.

فلان كاسب، در اضطراب است نكند در اين معامله ضرر كند. همه اين اضطراب را دارند، زبان مى‌گويد

«لااله الاالله» قرآن مى‌خواند و مى‌گويد امور به دست خدا است، اما دلش هنوز باورش نشده است.

سببش اين است كه هنوز اسباب را مستقل مى‌داند؛ مى‌گويد رب خداست، مدير و مدبر خداست، ولى حالش حال كفر است، يعنى بار زندگى را بر دوش خودش مى‌پندارد. خيال مى‌كند تنها به وسيله اين اسباب كارها اداره مى‌شود. مدير و مدبر، خودش است و ديگران را مستقل بالذات مى‌بيند، لذا تا خودش را مستقل و بى‌پناه و بى‌تكيه مى‌بيند مضطرب است چون اسباب طورى نيست كه هميشه مطابق ميل شخص باشد، چه بسيار مواردى كه شخص به فراق اسباب مبتلا مى‌گردد يا خوف از فقدان آن‌ها، او را از پاى در مى‌آورد.

كفر حقيقى، تكيه به مال و اولاد

مثلًا سرمايه‌اى داشت به خيالش زندگى‌اش با آن مى‌چرخيد. حال كه از كفش رفت؛ مثل اينكه دنيا به آخر رسيده است؛ حزن و اندوه او را فرا مى‌گيرد، صورت ملكوتى‌اش را اگر كسى در آن حال ببيند، كفر حقيقى است. مثل اينكه عقيده‌اى به غيب ندارد. حالا كه سببى از اسباب از كفش رفته، همه چيزش از بين رفته باشد.

اولادى داشت، كه اميد داشت بزرگ و عصاكشش شود، اگر مُرد، آرامَش از كفش مى‌رود. خدا را نشناخته لذا اين طور جزع و فزع و بى‌تابى مى‌كند.

خودكشى در اثر اضطراب نفس‌

گاه مى‌شود چنان فقدان سبب او را از پا در مى‌آورد كه هيچ‌