ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - ١ منابع آسمانى
احاديثى كه به علم پرداختهاند، فراوان و نامنظماند. اين احاديث، براساس منطقى طبقهبندى شدهاند كه هدف از آن بيان جوانب متعدد مسئله است. هيچيك از اينها به محقّق، در يافتن انسجام و سازگارى اعتقادى در اين خصوص كمك نمىكند. به عنوان نمونه، بصائرالدرجات «صفار قمى» به جوانب مختلف علم امام مىپردازد. شارح، اين كتاب را با اين حديث مشهور آغاز مىكند كه:
طلب علم براى هر مسلمان يك واجب شرعى است؛ خداوند كسانى را كه مشتاقانه در طلب علم هستند دوست دارد[١].
ازطرفى، اين حديث براى مسلمانان اهل باطن، بيانگر وظيفه آنان در يادگيرى علوم باطنى دين است. ساير احاديث اين كتاب كه فاقد انسجام و وضوح هستند نشان مىدهند كه اين تكليف براى شيعه حقيقى به علم ازلى و باطنى و به اسرار و رموزى مربوط است كه امامان عهدهدار تعليم آنهايند. براى وضوح بيشتر مطلب، جوانب گوناگون اين مسئله را در سه بخش بررسى نمودهايم:
الف- منابع علم ازلى امامان
ب- روشهاى انتقال اين علم
ج- ماهيّت اين علم
الف) منابع علم ازلى امامان
امام در مقام وجودى خود، دروازه يا آستانهاى است كه علم الهى از آن عبور مىكند. اين علم، حاوى پيامهايى است كه رسولان، آورنده آنند. پيامبر (ص) فرمودند:
من شهر علمم و على باب آن است.[٢]
ستونهاى اين آستانه بىشمارند: معرفت خدا و اسرار خلقت. بنا به گفته امام جعفر صادق (ع):
خداوند چيزهايى دارد كه تنها از راه اسباب پديد مىآيند، و براى هر سبب يك توضيحى قرار داده است، براى هر توضيح، يك كليد، براى هر كليد يك علم، و براى هر علم يك دروازه سخنگو (باباً ناطقاً) آفريده است؛ كسى كه اين دروازه را بشناسد، خدا را شناخته است و كسى كه آن را نشناسد خدا را نخواهد شناخت؛ رسول خدا (ص) و ما امامان، اين دروازه هستيم.[٣]
امام معدن علم خداست، خازن علم الله است. هر زمان كه قرآن به انحاى مختلف به صاحبان علم اشاره مىكند مرادش انبيا و امامانشان [اوصيائشان] به طور عام و چهارده معصوم (ع) به طور خاص است. منابع اين علم را مىتوان به چهار دسته تقسيم نمود.
١. منابع آسمانى
امام، الهام آسمانى را دريافت مىكند. اصطلاحات و تعابيرى كه نوعاً در اين مورد به كار مىروند، عبارتند از: «تحديث» (حرف زدن با كسى) و «تفهيم» (فهماندن چيزى به كسى).
از اين رو، امام، «محدث» (كسى كه موجودات سماوى با او سخن مىگويند) و «مفهم» (كسى كه مفهوم را از آسمان و ملكوت دريافت مىكند) ناميده مىشود.[٤] بنابر شمارى از احاديث، محدث، تنها صداى موجودات آسمانى را كه به او الهام مىكنند، مىشنوند بدون اينكه او را ببينند. در حالى كه پيامبر، هم صداى فرشته را مىشنود و هم صورت او را مىبيند. امّا ساير احاديث از ديدار فرشته با امامان سخن مىگويند. بنابر اين احاديث، فرشتگان با بالهاى خود از امامان حفاظت مىكنند.
پس آيا مىتوان دو دسته فرشته را در نظر گرفت، «فرشتگان تحديث» كه امامان تنها صداى آنها را مىشنوند و فرشتگانى كه امامان مىتوانند صورت آنها را نيز ببينند؟ در خصوص اين مسئله يك ابهام (احتمالًا عمدى) خاص در كار است. يعنى معناى ضمنى و اساسى آن از اهميت دينى قابل ملاحظهاى برخوردار است. بر مبناى برخى گفتوگوهايى كه بين امامان و شاگردان ايشان صورت گرفته است به نظر مىرسد كه گويا واژه محدث نزد شاگردان، مترادفى بوده است براى «پيامبر» (نبى).
زمانى كه يكى از شاگردانشان از ايشان سؤال مىكند: آيا فرشتگان خود را به شما نشان مىدهند؟ امام از دادن پاسخ مستقيم پرهيز مىكنند و در عوض دستى بر سر يكى از پسرانشان مىكشند و مىگويند:
فرشتگان نسبت به فرزندان ما مهربانتر از خود ما هستند.[٥]
پس ملاحظه مىكنيم كه معصومين (ع) علاوه بر دريافت الهامات از فرشتگان، از موجودى ملكوتى به نام «روح»، كه برتر از فرشتگان از جمله جبرئيل- فرشته وحى- است، كسب الهام مىكنند.
افزون بر اين، بر طبق مجموعهاى از احاديث، امام در تمام شب قدر الهامات آسمانى را دريافت مىكند. در اين شب دو گونه پيام از آسمان دريافت مىشود: اوّل اطلاعاتى درباره وقايعى كه قرار است از آن شب تا شب قدر سال بعد اتفاق افتد، و دوم معانى ژرف و شرح و تفسير آنچه امام به طور «مجمل» از پيش مىدانسته است.[٦]
بنابراين، ملكوت بر امام نازل مىگردد و در مقابل، امام قادر است براى احيا، تجديد و گسترش علم خود با روح خود به آسمان صعود كند. اين همان علمى است كه هر شب جمعه به دست مىآيد (علم مستفاد). امام ششم (ع) مىفرمايد:
هر شب جمعه ارواح ما به همراه ارواح انبيا توسط خداوند به زيارت بارگاه الهى مىروند و تا زمانى كه سرشار از علم و معرفت نشدند به ابدان خود بازنمىگردند.[٧]
امام صادق (ع) در جاى ديگر مىفرمايد:
در طول شب جمعه رسول خدا و امامان به زيارت عرش الهى مىروند و من نيز همراه آنها هستم و تا زمانى كه علم جديدى بر من نرسد رجعت نخواهم كرد؛ [زيرا] بدون آن [علم]، علمى كه پيشتر آموخته بودم از ميان خواهد رفت.
اگر چه متون ما در پى استخراج يك تطبيق دقيق و آشكار نيست، با وجود اين، ما حق داريم بينديشيم كه امام، همانند پيامبر مىتواند به واسطه سرشت پنج بعدى روحش به نحو