ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - ٩ آسيب شناسى و آسيب زدايى مستمر
بيشتر در قالب گفتوگو، ميزگرد، برنامههاى تركيبى و گاه مستند بوده است و نوآورى و ابتكار چه از نظر قالب و چه از نظر محتوا در اين برنامهها كمتر به چشم مىخورد. اين در حالى است كه رسانههاى رقيب براى تبيين، تبليغ و ترويج معارف آخرالزمانى كتاب مقدس از همه توانمندىهاى خود بهره مىگيرند و از همه قالبهاى برنامهسازى با هوشمندى استفاده مىكنند.
بىترديد ما براى احيا و گسترش فرهنگ مهدويت و انتظار در جامعه شيعى ايران و در سطح جهانى نيازمند بهرهگيرى از همه ابزارهاى رسانهاى به ويژه صدا و سيما هستيم و تا زمانى كه صدا و سيما نتواند معارف مهدوى را با استفاده از قالبهاى جذاب برنامهسازى به جامعه عرضه كند، نمىتوان انتظار داشت كه اين معارف چنانكه بايد و شايد در ميان همه اقشار به ويژه نسل جوان نهادينه شود.
با توجه به آنچه گفته شد، بر مديران و برنامهسازان رسانه ملى لازم است با بهرهگيرى از ديدگاههاى كارشناسان دست به تحولى اساسى در چگونگى عرضه معارف مهدوى از صدا و سيما بزنند و به جاى طرح مباحث تكرارى در قالبهاى كليشهاى، مباحث جذاب و شنيدنى مهدوى را با بهرهگيرى از قالبهاى متنوع برنامهسازى، از جمله قالب نمايش به مخاطبان خود عرضه كنند.
٧. سرلوحه قرار دادن انديشه امام خمينى (ره) در باب انتظار
در جامعه ما ديدگاهها و انديشههاى متفاوت و گاه متعارضى در زمينه موضوع مهدويت و انتظار وجود دارد. گروهى با برخورد «غيرفعال» با انديشه انتظار، هرگونه حركت اصلاحى را در دوران غيبت نفى مىكنند و هيچ تكليف و مسئوليتى براى زمينهسازى ظهور را متوجه منتظران نمىدانند. در نگاه اين گروه، حداكثر وظيفه منتظران دعا براى فرج امام زمان (ع) و تلاش براى تشرف خدمت آن حضرت است. گروهى هم با تأثيرپذيرى از انديشههاى امام خمينى (ره) و با نگاهى «فعال» به مفهوم انتظار، انتظار فرج را «انتظار قدرت اسلام» مىدانند و بر اين باورند كه در عصر غيبت، شيعيان بايد تلاش كنند كه با تشكيل حكومت و گسترش عدالت و صلاح در جامعه، مقدمات ظهور امام مهدى (ع) را فراهم نمايند. حال اين پرسش مطرح است كه برنامههاى مهدوى صدا و سيما بايد مروج و مبلغ چه ديدگاهى باشد و برآيند عمومى برنامههاى توليد شده، مخاطبان را به كدام ديدگاه متمايل سازد؟
پاسخ اين پرسش در نگاه اول آسان به نظر مىرسد و همه اذعان مىكنند كه بايد برنامههاى صدا و سيما مروج و مبلغ ديدگاه دوم باشد، ولى مهم اين است كه در عمل چه اتفاقى مىافتد و ساختار برنامههاى توليدى، بخشهاى آنها و فضاى كلى حاكم بر برنامهها كدام ديدگاه را تقويت و كدام ديدگاه را تضعيف مىكند؟
به نظر مىرسد زمانى كه در برنامههاى مهدوى به وجه معرفتى موضوع مهدويت و انتظار كمتر توجه مىشود و رويكرد برنامهها بيشتر احساسى، عاطفى است؛ در اين برنامهها هيچ سخنى از تكاليف و وظايف سياسى، فرهنگى و اجتماعى منتظران در عصر غيبت به ميان نمىآيد و مباحث مطرح شده در اين برنامهها هيچ ارتباطى، با شرايط امروز جهان اسلام و تهديدهاى بالقوه و بالفعلى كه كيان اسلام و شيعه را تهديد مىكند، ندارد نمىتوان انتظار داشت كه اينگونه برنامهها در نهايت مخاطبان را به سوى ديدگاهى كه براى انتظار نقشى سازنده، تحولآفرين و زندگىبخش قائل است، رهنمون شود. بنابراين مديران و برنامهسازان رسانه ملى بايد مراقبت كنند كه ضمن افزايش كمى و ارتقاى كيفى برنامههاى ويژه مهدوى، اينگونه برنامهها در عمل مروج و مبلغ ديدگاه حضرت امام خمينى (ره) يا همان انتظار فعال باشند.[١]
٨. توجه ويژه به كودكان و نوجوانان
بهترين زمان براى آموزش و درونىسازى آموزههاى دينى سنين كودكى و نوجوانى است و اگر نهادها و دستگاههاى آموزشى و تبليغى بتوانند در اين سنين معارف دينى را در قالبهايى زيبا و جذاب به مخاطبان ارائه دهند، مىتوان اميدوار بود كه اين معارف براى هميشه در ذهن و دل آنها خواهد ماند. صدا و سيماى جمهورى اسلامى نيز اگر در پى احيا و گسترش فرهنگ مهدويت و انتظار در جامعه شيعى ايران است، در درجه اول بايد به مخاطبان ميليونى كودك و نوجوان اين سرزمين بينديشد و سهم عمدهاى از برنامههاى مهدوى خود را به اين گروه سنى اختصاص دهد. يعنى چيزى كه امروزه در برنامههاى صدا و سيما كمتر ديده مىشود.
٩. آسيبشناسى و آسيبزدايى مستمر
فرهنگ مهدويت و انتظار در جامعه ما دچار آسيبها و آفتهاى متعددى شده و بسيارى خرافهها و انديشههاى واهى و بىاساس با آن مخلوط و گسترش يافته است. از اين رو بر همه سازمانها، نهادها و مؤسساتى كه در پى تبليغ و ترويج اين فرهنگ هستند لازم است كه با آسيبشناسى و