ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - منطق صنعتى
بتوان نمونهاى بارز از اين مدعا دانست. در عرصه كشاورزى يعنى عرصهاى پيشتر بسيارى از خانوادهها محصولات خود را با هدف تأمين غذاى خود و ديگر افراد جامعه توليد مىنمودند، هماكنون شاهد حضور نوعى نيروى مخرّب جهانى هستيم و آن چيزى جز انحصار طلبى شركتها نيست. در اين روند شاهد خريد يكجاى زمينهاى زراعى و بيرون رانده شدن مردم از مزارع هستيم، سپس اين مزارع به زير كشت تك محصولى مىرود و ماشين و سموم عهدهدار حفظ و نگهدارى محصولاتى مىشوند كه زمانى خود بشر مسئوليت آن را عهدهدار بود.
در جايى كه مزارع كوچك تأمين كننده نياز غذاى بسيارى از مردم بود و زمين همواره بارور بود، هماينك محصول اين زمينها چيزى جز سويا، قهوه صادراتى، و موز و ... نيست. اين همان منطق صنعتى است؛ منطقى كه در آن، ورود سموم به رودخانهها و سپس منابع آب و غذا كماهميت شمرده مىشود و نهايتاً اين مردم هستند كه بىكار و گرسنه به شهرها رانده مىشوند.
در عرصه جنگلدارى نيز اوضاع به همين شكل است: در جايى كه تنوع زيستى با همه ثبات و غنايش و با همه پيچيدگىهايش، به دست جنگلدارى صنعتى سپرده مىشود تا ديگر اثرى از آن تنوع باقى نماند. روشن است كه در چنين اوضاعى است كه ديگر جايى براى حيات باقى نمىماند. زمينهاى خالى با درختانى يك شكل در رديفهاى طولانى كاشته مىشوند؛ درختانى كه تنوعشان به كاج، صنوبر و اوكاليپتوس محدود مىشود و شركتها با بوق و كرنا به تبليغ اين حركت خود مىپردازند. اين نوع درختكارى دقيقاً تجلّى خط توليد صنعتى است و در اين روند است كه حيات از چهره جنگلها زدوده مىشود و تنها جامعهاى يكدست و خالى از هرگونه تنوع شكل مىگيرد.
موارد مشابه اين جريان را مىتوان در صنعتى شدن نظام ماهىگيرى مشاهده نمود؛ نظامى كه در آن كشتىهاى غولپيكر صيّادى، حجم گستردهاى از حيات اقيانوسها را هزاران برابر آنچه قايقهاى كوچك ماهىگيرى توان آن را داشته باشند، به غارت مىبرند و ديگر نه بقايى براى اقيانوسها متصوّر است و نه جايى براى شيوههاى سنتى باقى مىماند.
مىتوان به صدها نمونه از اين رفتارهاى اقتصادى اشاره كرد كه در همه جا و در تمام روندهاى صنعتى و فنى، مشهود و جارى است. در دنياى امروز، همگونسازى و تجميع و توليد انبوه، در نتيجه تلاش شركتهايى كه توسعه و رشد اجتنابناپذير در دستور كار آنهاست، در حال جهانى شدن است و به عبارت ديگر، مىتوان ادعا كرد كه تكنيك در حال جهانى شدن است.
در حال حاضر، تنها جوامع نادرى وجود دارند كه از استيلا و انقياد تكنيك رها شدهاند، اما زمانى كه اين جوامع هم در برابر فرامين ماشين زانو مىزنند و يا به اجبار پذيراى چنين شرايطى مىشوند، به سرعت شرايطى مشابه ديگران پيدا مىكنند، چونكه اساساً كارآيى، هدفمندى، خلاقيت، رشد اقتصادى و سود، جزيى لاينفك از تكنيك مىباشد.
تنها تجربه يك قرن حاكم شدن منطق صنعتى، به شكلگيرى فجايعى چون افزايش دماى زمين، تخريب لايه ازن، نابودى گونههاى جاندار، آلودگى آبها، نابودى قابليتهاى اكوسيستم، نابودى گسترده تنوع زيستى و به ويژه جنگلها و شكلگيرى جنگلهاى صنعتى يكنواخت مىانجامد.
پىنوشتها:
منبع:www .resurgence .org
[١].Jerry Mander : نويسنده و محقق برجسته آمريكايى در زمينه مسائل اجتماعى و ماهيت و كاركردهاى تكنولوژى.