ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - ندبه حديث دلدادگى
را كه به خاطر مىآورم مرحوم شيخ مرتضى انصارى است كه در كتاب مكاسب در باب خيارات به مناسبت بحث درباره شروط ابتدايى و ضمن عقد، اين عبارت را از دعاى ندبه نقل مىكند:
بعد أن شرطت علهيم الزّهد فى درجات هذه الدّنيا الدّنيّة و زخرفها و زبرجها فشرطوا لك ذلك
ايشان از اين عبارت براى استدلال بر مبناى فقهى خود استفاده كرده و جواز شرط ابتدايى را نتيجه گرفته است. بزرگانى هم كه بر مكاسب، شرح نوشتهاند مانند: مرحوم ايروانى، مامقانى، محقق نامدار كم نظير مرحوم شيخ محمدحسين غروى اصفهانى و مرحوم سيد عبدالحسين لارى نجفى در حواشى علمى و دقيق خود، اين بخش را آوردهاند.
به عبارت ديگر نزد اين فقها آنقدر دعاى ندبه معتبر بوده كه در فتواى فقهى به آن استناد جستهاند.
٣. مضامين عالى موجود در دعا، به خصوص استفادههايى كه از آيات قرآن شده است. استفاده و اقتباس از قرآن در دعاها موجب اطمينان نسبت به آن دعا مىشود. عباراتى مثل «ثمّ جعلت أجر محمّدٍ صلواتك عليه و آله مودّتهم فى كتابك فقلت: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى» ٧، يا «إِنَّماأَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ ...» ٨
٤. روايتى كه شيخ صدوق در كتاب كمال الدين آورده است كه البته درباره دعاى ندبه نيست ولى بىشباهت به آن هم نيست. مفضل نقل مىكند: بر امام صادق (ع) وارد شدم، ديدم با لباس مخصوصى نشستهاند و خيلى واله و سرگردان هستند؛ اشك مىريزند و مىگويند:
اى آقاى من غيبت تو مرا ناراحت كرده و ...
و با عباراتى از همين دست آن را ادامه مىدهند كه اين مطالب مىتواند نشان بدهد كه احتمال صدور دعاى ندبه از امام ششم (ع) وجود دارد به خصوص كه راوى نقل مىكند حضرت در فراق اين فرزند هنوز به دنيا نيامده خود چنان مىگريست كه اشك از ديدههايشان جارى بود.
با اين جهتهايى كه برشمرديم اگر انسان دنبال اشكالتراشى و بهانهآوردن نباشد، يقيين پيدا مىكند كه اين دعا از خزائن وحى الهى و خاندان پيامبر (ص) است.
اشاره فرموديد كه مستحب است دعاى ندبه در اعياد اسلامى و شيعى قرائت شود، با توجه به اينكه معناى ندبه، گريه و زارى است چه نسبتى ميان اين دو وجود دارد؟
سؤال جالبى است و تاكنون با آن برخورد نكرده بودم. دعاى ندبه دعاى آه و اسف و افسوس خوردن در فراق محبوب، حضرت بقيةالله صاحبالزمان (ع) است. رابطه ميان ايندو يك تناسب بسيار لطيف است. مرحوم غروى اصفهانى در يكى از اشعارش مىگويد:
|
آمد بهار و بى گل رويت بهار نيست |
باد صبا مباد چو پيغام يار نيست |